ابتکار جالب یک معلم دلسوز برای دانش آموز خجالتی؛ چگونه حس اعتماد و مثبت اندیشی ثمر داد؟

اختصاصی خاطره نگاری-

من با تجربه و سابقه­ ای که به عنوان آموزگار، مدیر، معاون در طول سال خدمتم داشتم اتفاق ها و خاطرات زیادی در طی آن سالها خدمتم برایم اتفاق افتاده است . هرکدام به نحوی جالب، دل نشین و آموزنده بود. مثلاً در سال ۱۳۶۷ که به عنوان آموزگار در یکی از روستاهای استان گلستان (بندرترکمن) مشغول به کار شدم، کلاسی که انتخاب کردم کلاس دوم به تعداد ۳۵ دانش آموز بود یکی از دانش آموزانی که تازه به این روستا و به این مدرسه آمده بود ( زینب-ای) نام داشت. زینب دانش آموز خجالتی بود حتی با معلم و دانش آموزان دیگر نتوانسته بود ارتباط برقرار کند تا جایی که حتی مدیر پیشنهاد کرد که به مشاوره اداره معرفی کنیم. من با توجه به شرایط پرونده و تماس با معلم قبلی توانستم با خصوصیات رفتاری و تحصیلی آن آگاه شوم، در یک ماه اول سال تحصیلی زینب که دانش آموز خجالتی و ضعیفی بود را تحمل کردیم و پس از مشورت تصمیم گرفتم  که در درس املاء که ضعیف بود از شیوه­ مثبت اندیشی استفاده کنم. سعی کردم با خط کشی کردن دور کلمات که درست نوشته بود خط بکشم و نمره به آن ندهم این کار به مرور روی دانش آموز تاثیر مثبتی داشت، حس اعتماد به نفس را در او تقویت کنم و نسبت به درس علاقمند شود. به تدریج وقتی زینب وارد کلاس می شد، احساس میکردم که رفتارهای او تغییر کرده است و به یک دانش آموز اجتماعی که توانسته بود دوستان زیادی برای خود پیدا کند، تبدیل شود. بعداً از او خواستم که در خانه تکالیف خود را مثل معلم بررسی و به خود نمره بدهد و برای من بیاورد. هر دفعه من با کلمات زیبا و به کارگیری کلمات مثبت حس خواندن درس املاء را در او تقویت کردم، زینب بعد از ۴ ماه اگر در درس املا ۱۸ یا ۱۹ میگرفت ناراحت می شد. و می گفت که چرا نتوانسته ام ۲۰ بگیرم. در ضمن، مدرسه با من همکاری زیادی داشتند به طور مثال، هربار که زینب به دفتر فرستاده می شد، کادر اداری او را تشویق می کردند. با پیشنهاد من از وجود او در مراسم آغازین استفاده کردند (تلاوت سوره های کوچک قرآن مجید). با استفاده از این تجربه و نکات مثبت اندیشی می توان دانش آموزان خجالتی را در مسیر رشد قرار داد. حوصله و صبر نیاز دارد. خدا را شکر می­کنم که به من توانایی داد که توانستم مسئولیتم را به نحو احسن انجام بدهم و شاهد موفقیت یکی از دانش آموزان که مشکل ( خجالتی و نسبت به درس املاء) داشت باشم.

راوی: صدیقه کابلی

تاریخ درج مطلب: شنبه، ۲۷ خرداد، ۱۳۹۶ ۸:۳۰ ق.ظ

دسته بندی: خاطرات مردمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 × = 49

چندرسانه‌ای