انقلاب نقشها

«انقلاب نقش‌ها: خاطرات شفاهی محمد ملتجی» است. این کتاب با تحقیق حسن سلطانی و مرتضی انصاری‌زاده و تدوین مرتضی انصاری‌زاده، از همان مجموعه «گنج: تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» است و نخستین کتاب با محوریت «هنرهای نمایشی انقلاب». «انقلاب نقش‌ها» را هم دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و دفتر نشر معارف به چاپ رسانده‌اند.
این کتاب ۲۴۰ صفحه‌ای، خاطرات راوی را در شش بخش در بر دارد. آنچنان که تدوین‌کننده نوشته، این اثر ریشه در ۲۳ جلسه مصاحبه با راوی دارد به علاوه مصاحبه‌های تکمیلی. به نظر او: «در تاریخ شفاهی، گزارش‌ها و خاطرات فرد اصالت دارد. یعنی در بررسی پدیده به جای نگاه از بالا و ملاک گرفتن اسناد و… اصالت را به گزارش افرادی می‌دهیم که خود در آن پدیده نقش داشته‌اند یا لااقل در مجاورت آن بوده‌اند. گزارش‌ها و خاطرات اگر چه شخصی هستند، اما به تدریج فهمی از پدیده‌ای اجتماعی در اختیار می‌گذارند. در تاریخ شفاهی محقق سعی می‌کند گفته‌های سوژه را گویا کند، اما هیچ تغییری در آنها (نظیر اصلاح، تلطیف و…) اعمال نمی‌کند. محقق در تاریخ شفاهی نقش یاری‌رسان را ایفا می‌کند؛ یعنی تلاش می‌کند با داشتن اطلاعات زمینه‌ای و طرح سوال‌های مناسب، سوژه را یاری کند تا خاطراتش را دقیق‌تر به یاد بیاورد. به این ترتیب باید به تفاوت گویاسازی و تحمیل توجه داشت. فرآیند گویاسازی گزارش‌ها، حرکتی بین‌الاذهانی و تعاملی با محوریت نگرش‌های سوژه است، در حالی که در تحمیل، محقق سعی می‌کند مطالب و مواضع مدنظر خود را از زبان سوژه بشنود.»
راوی (محمد ملتجی) که متولد سال ۱۳۳۷ است، خاطرات خود را از کودکی تا اوایل دهه ۱۳۷۰ بیان کرده است. در این فاصله علاوه بر وقایع کلی زندگی و جغرافیای خاستگاه (مشهد)، دو تحول مهم انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به سرگذشت او جهت می‌دهند. در خدمت به انقلاب، به فعالیت‌های هنری رو می‌آورد و در نمایش (تئاتر) خبره می‌شود. به قول تدوین‌کننده کتاب: «محمد ملتجی نمونه‌ای از نسلی از فرزندان انقلاب اسلامی است که شاید بهترین توصیف فعالیت‌ها و تلاش‌های آنها این جمله سید مرتضی آوینی باشد: «فرزندان انقلاب در برابر عرصه‌های تجربه نشده.» نسلی که در مسجد و پای منبر رشد یافته‌اند و به ناگاه خود را در مواجهه با هنرهای نوینی می‌بینند که پیشینه تاریخی چندانی از آنها در ذهن ندارند.» راوی هم گفته است: «انقلاب بود که توقع‌مان را از خودمان برد بالا و دنیای دیگری را پیش چشم‌مان گشود.»

تاریخ درج مطلب: سه شنبه، ۱۵ اسفند، ۱۳۹۶ ۱۰:۴۰ ق.ظ

دسته بندی: خاطره نگاشته ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 10 = 20