“این که پوشیده تر از چادر است.”

در سال ۱۳۲۲ شمسی پدرم مریض بود و در مشهد بود. من با همسر فعلیم که آن زمان تازه با وی ازدواج کرده بودم برای زیارت و هم عیادت مرحوم حاج آخوند به مشهد رفتیم. اوایل رجعت چادر [سالهای کشف حجاب] بود، اما هنوز کاملاً رجعت نکرده بود. همسر من مانند پیش از زمان ازدواجش با من، مانتو میپوشید و روسری بزرگتری بر سر می افکند که موها و زیر گلویش را می پوشانید. با همین لباس رفتیم مشهد و در همان منزل که مرحوم حاج آخوند بود اقامت کردیم. روزی مرحوم حاج آخوند می خواست به حرم مشرف شود برای زیارت و چون مریض بود و ضعف داشت و نمیتوانست پیاده برود برایش درشکه ای آوردند. همسر من گفت که من نیز همراه می آیم.
من گفتم: تو چادر نداری خوب نیست همراه پدرم باشی.
پدرم متوجه گفتگوی ما شد و گفت که کو ببینم لباسش چگونه است؟ و چنان می نمود که تا آن وقت درست به این زن که عروسش بود و محرم، نگاه نکرده بود. همین که او را با مانتو و روسری دید گفت: این که پوشیده تر از چادر است. بیا بابا سوار شو و او را در کنار خود در درشکه نشانید.

راوی: حجت الاسلام مرحوم حسینعلی راشد

منبع: فضیلتهای فراموش شده، حسینعلی راشد، انتشارات اطلاعات، چاپ ۴۸، ۱۳۹۵، ص ۱۵۱

تاریخ درج مطلب: چهارشنبه، ۲۱ تیر، ۱۳۹۶ ۶:۵۵ ب.ظ

دسته بندی: خاطرات مذهبی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 48 = 57