خاطراتی از زندگی پرمخاطره طاهر احمدزاده؛ وساطت امام خمینی برای حل مشکل احمدزاده!

حمید قزوینی نوشت: دیروز (پنجشنبه نهم آذرماه 1396) آقای طاهر احمدزاده از پیشکسوتان مبارزات ملی و آزادیخواهانه و یکی از چهره‌های سرشناس فرهنگی و سیاسی معاصر و اولین استاندار استان خراسان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سن 96 سالگی درگذشت.
چندسال پیش به اتفاق آقای سعید فخرزاده (مدیر واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی) دیداری با آن مرحوم داشتیم تا موافقت او را برای ضبط خاطراتش جلب کنیم. می دانستیم که برخی افراد و موسسات مصاحبه‌هایی با ایشان انجام داده‌اند که هریک با نواقصی همراه بوده است.
طبق قرار قبلی ساعت هفت شب، به منزل ایشان رسیدیم. آن شب تا ساعت یک بامداد در نهایت تواضع و ادب و احترام از ما پذیرایی کرد و برایمان سخن گفت.
طاهر احمدزاده باوری عمیق به آرمان‌های مردم ایران و رهبر نهضت ملی دکتر محمد مصدق داشت و مفتخر به سال‌ها همکاری با مرحوم محمد تقی شریعتی در کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد بود. هنگام بیان خاطراتِ دوران مبارزه که همه در راه رسیدن به آزادی و عدالت در کنار هم تلاش می‌کردند، بهجت و نشاط در چهره‌اش نمایان می‌شد. همان روزها که زمانه خطر بود و کمتر کسی اهل خطر بود و مبارزان همه در یک صف بودند و مرزبندی‌های دوران فتح حاکم نشده بود.
احمدزاده با آنکه در دهه شصت مدتی به زندان افتاده بود. و از آن روزها و برخی افراد، خاطرات تلخی داشت اما تماس حجت‌الاسلام سید احمد خمینی و توصیه امام به آقای محمدی گیلانی مبنی بر حل مشکل احمدزاده در اسرع وقت و مساعدت‌های آقای محمدی گیلانی و دیدار آقایان سید هادی خامنه‌ای و سید محمود دعایی که از طرف امام برای بازرسی از زندان‌ها تعیین شده بودند و شبی در سلول احمدزاده با او غذا خورده بودند و درباره او پیگیری‌هایی کرده بودند و هیچیک به نتیجه نرسیده بود و تلاش آقای منتظری برای آزادی ایشان را هم در یاد داشت.
یادم هست یکی از خاطرات تلخ او از آن سال‌ها این بود که روزی استاندار وقت خراسان با هدف شرکت در مراسمی به مناسبت عید مبعث به زندان مشهد رفته بود و وقتی احمدزاده را در حال خواندن قطعه‌ای ادبی در رثای رسول اکرم (ص) دیده بود، طعنه‌ای به او زده بود که شما را چه به آن حضرت!
احمدزاده می‌گفت از این ناراحت شدم که همه عمر من در خراسان به ترویج نام و سیره حضرت محمد (ص) و ائمه (ع) سپری شده بود و استاندار خراسان چنین طعنه‌ای به من می‌زد!
او با همه انتقادات و تعارضاتی که با جمهوری اسلامی داشت اما از مبارزات خود علیه رژیم شاه پشیمان نبود و همچنان دل در گرو ایران و اسلام داشت.

منبع: کانال تلگرام حمید قزوینی، @h_ghazvini

تاریخ درج مطلب: جمعه، 10 آذر، 1396 11:45 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

84 + = ninety two