خاطره رضا رشید پور از حبیب محبیان

رضا رشید پور با انتشار این عکس در صفحه اینستاگرامش نوشت:
چه خبر تلخی بود . یاد شبی افتادم که برایمان ساز زد و عاشقانه خواند … شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد … تمام که شد اشک بر گونه هایش نشسته بود . پرسیدم یعنی هنوز وقتی این آهنگ را می خواند ، خودش هم گریه می کند ؟! پاسخش عجیب بود . گفت این بار فرق می کند . حالا دارم در وطنم می خوانم . آمده ام که همینجا بمیرم … دلم لرزید و اشکم فرو ریخت … امروز مرد تنها به آرزویش رسید. ولی ای کاش قبل از مرگ می توانست برای مردمش ترانه بخواند … زنده و رو در رو …. چقدر دوست داشت …. چقدر منتظر ماند …. خدایش بیامرزد.

تاریخ درج مطلب: جمعه، 21 خرداد، 1395 11:26 ق.ظ

دسته بندی: خاطرات فرهنگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *