خاطره مهاجرانی از چگونگی پاگرفتن این دیدگاه: “آخوندا چشم دیدن هیچ کس را ندارند، مگر آن که از خودشان باشد.”

سیدعطاءالله مهاجرانی، در سلسله یادداشتهایی با موضوع ۴۰ سالگی انقلاب به ابعاد مختلف کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران می پردازد. مهاجرانی در بخشی از یادداشت ۱۳ به خاطرات جالبی اشاره می کند که بنا به تحلیل او ریشه پا گرفتن این دیدگاه است: ” آخوندا چشم دیدن هیچ کس را ندارند، مگر آن که از خودشان باشد.”

… اشتباه مهمی که همین روزا، در فضا و فرصت و توجه به چهلسالگی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، جلوگیری از مراسم تشییع خانم پوران شریعت رضوی در حسینیه ارشاد بود. ممکن است در ابتدا این موضوع کوچک و فرعی جلوه کند، اما وقتی موضوعی تکرار شد و تبدیل به سنت سیئه و مذهب مختار حاکمیت شد، نمی توان از کنار آن گذشت. با کدام استدلال و مبنای منطقی، درهای حسینیه ارشاد را که با نام شریعتی آمیخته شده است، بستند؟ چه کسی بست. با تاسف دولت هم که در روزگاری که بیش از همیشه نیازمند سخن گویی و سخنگوست، سخنگو ندارد. و کم و بیش شبیه کرولال ها رفتار می کندو یا لال بازی می کند. هر از گاهی برخی دولتی ها و بیش از همه رئیس دفتر رئیس جمهور، سخن می گوید. آیا وزارت اطلاعات در ها را بسته است؟ اطلاعات سپاه چنین کاری کرده است؟ شورای امنیت موافق چنین تصمیمی بوده است؟ این هزینه ایجاد کردن برای نظام و دولت در کارگاه کدام وزارتخانه یا نهاد پخت و پز شده است؟
در مجلس اول، کنار دست مرحوم شهید حسن شاهچراغی نماینده دامغان و جانشین جناب آقای سید محمد خاتمی در موسسه کیهان، که در حادثه سقوط هواپیما در سال ۱۳۶۴ شهید شد، نشسته بودم. ایشان نخستین شماره کیهان فرهنگی را که تصویر دکتر سید جعفر شهیدی بر جلد نقش شده بود به من داد. یکی از علمای مشهور، نگاهی به تصویر روی جلد انداخت و به شاهچراغی گفت: شما باید تصویر آقایان علما را روی جلد بیندازید! به او گفتم: در تمام این مجلس ما کسی عالم تر و ملاتر و اخلاقی تر و شایسته تر از دکتر سید جعفد شهیدی هست!؟ خیلی تعجب کرد، وقتی سوابق دکتر شهیدی در نجف و مقام اجتهاد ایشان را گفتم، لبخندی زد و گفت: پس از فضلا هستند! گفتم نه! جناب عالی از فضلا هستید، ایشان از علما هستند!
همین رویکرد حوزه های علمیه و عالمان دین نسبت به مرحوم دکتر شریعتی که شعله سیال اندیشه و آگاهی و آزادی نسل ما بود، وجود داشته و دارد. کار شریعتی از طرف آقایان مصباح و مکارم به تکفیر هم انجامید. زمان مهندس میرحسین موسوی، قرار شد هیاتی در باره انتقال آن چه از پیکر دکتر شریعتی بر جای مانده است، اقدام کند، منهم جزو همان هیات بودم، آقای مهندس مهدی چمران هم بود، قرار شد یک باغ موزه ای در سبزوار با الهام از کویر شریعتی ساخته شود، فضای باغ و آب نماها و… کتابخانه و موزه، خبر به امام جمعه ها در استان خراسان رسید. از امام جمعه وقت نیشابور ماجرا آغاز شد که نه اجازه نخواهیم داد و به تعبیر همان روزای آیت الله خامنه ای که چنین اصطلاحی را مُهر خویش زد، « غوغا سالاری» رواج و اوج گرفت و طرح متوقف ماند. به مرور این باور در ذهن نسل ما شکل گرفت که: آخوندا چشم دیدن هیچ کس را ندارند، مگر آن که از خودشان باشد. شما اگر علامه دهر هم باشید، در حاشیه آقایان قرار می گیرید و آنها عالمند و تو حداکثر جزو فضلا!

تاریخ درج مطلب: سه شنبه، ۳۰ بهمن، ۱۳۹۷ ۱:۴۴ ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× 8 = 40