روایت ظریف از جلسه هیئت دولت در روز فوت هاشمی رفسنجانی؛ تا هفت و نیم برای شفای هاشمی حمد میخواندم.

همان‌طور که می‌دانید یکشنبه‌ها بعدازظهر جلسه هیئت دولت است و به خاطر حساسیت کار سیاست خارجی من مجبورم چندین بار در طول جلسه هیئت دولت از جلسه خارج شوم تا موبایلم را چک کنم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است. چون ایمیل ها و کانال‌های خبری و تماس‌هایی که ممکن است با من گرفته شود و یا پیام‌هایی که گذاشته شده باشد، در تلفن همراه من است. فکر می‌کنم بعد از نماز بود ، بعد از ساعت پنج و نیم، حدود یک ربع به شش، اول آمدند و آقای دکتر هاشمی را بردند و ایشان چیزی نگفتند و رفتند؛ من نمی‌دانستم آقای هاشمی برای چه رفتند، اتفاقی نبود که بابت آن تعجب می‌کنیم و برای همه ما و آقای هاشمی این اتفاق می‌افتد که کاری پیش بیاید و برویم. من از جلسه بیرون رفتم که خبرها را چک کنم، یک خبر را دیدم که نوشته بود آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به خاطر مشکل قلبی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شدند؛

خود بیمارستان شهدای تجریش جای سوال داشت. ایشان باید به سایر بیمارستان‌ها مراجعه می‌کردند که بخش‌های ویژه دارد و مشخص بود که یک حالت اضطراری وجود داشته است؛ من فوراً داخل آمدم و به آقای واعظی که دوست قدیمی و همکار من بودند گفتم: اتفاقی برای آقای هاشمی افتاده است، ببینید چه خبر است. آقای واعظی بیرون آمدند و برگشتند و گفتند که ظاهراً ایشان مدتی است که حالشان خوب نیست؛ همان وقت با آقای دکتر هاشمی صحبت کردند و ایشان گفتند که دکترها در تلاش هستند که ایشان را احیا کنند ولی جواب نمی‌دهد و نمی‌شود. آقای دکتر روحانی فکر می‌کنم بعد از نماز تعهد قبلی داشتند و در دولت نماندند و بعد که ایشان متوجه شده بودند که حال آقای هاشمی خوب نیست، به بیمارستان رفته بودند. آقای جهانگیری در ساعت ۷:۱۵ که حدوداً ۴۵ قبل از وقت معمول تعطیلی جلسه دولت است، خیلی با حالت آشفته جلسه را تعطیل کرد و گفتند: خبر خیلی بدی دارد اتفاق می‌افتد، دعا کنید که این اتفاق نیفتد. ما می‌دانستیم اما بعضی از همکاران در دولت که بیشتر درگیر بحث در جلسه هیئت دولت بودند و بیرون نرفته بودند و خبرها را چک نکرده بودند خبر نداشتند. به یاد دارم سوار ماشین که شدم تا حدود ساعت هفت و نیم سوره حمد می‌خواندم که خداوند ایشان را شفا دهد. متأسفانه حدود ساعت هفت و نیم بود که خبردار شدیم این اتفاق افتاده است.

منبع: انتخاب

تاریخ درج مطلب: دوشنبه، ۲۵ بهمن، ۱۳۹۵ ۱۱:۰۹ ق.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× 4 = 8