روایت پزشک بیمارستان سینا از ترور سعید حجاریان

علی شکوری راد:
*صبح روز ۲۳اسفندماه ۱۳۷۸از منزل به سمت بیمارستان سینا می‌رفتم. پشت چراغ قرمز تقاطع خیابان دکتر قریب و آزادی جنب دانشکدۀ دامپزشکی، رضا خاتمی با تلفن همراهم تماس گرفت و خبر داد سعید حجاریان دقایقی قبل در مقابل ساختمان شورای شهر تهران ترور شده و او را به بیمارستان سینا منتقل کرده‌اند. رضا خاتمی همراه با رئیس‌جمهور در سفر یزد بود. از من که عضو هیئت علمی بیمارستان سینا بودم ‌خواست که خود را هرچه سریع‌تر به بیمارستان برسانم. همان‌جا با دکتر ظفرقندی که آن زمان رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران بود تماس گرفتم. او از ترور حجاریان اطلاع داشت. قرار شد به دنبال او در دانشگاه تهران بروم و با هم به بیمارستان سینا برویم. در خیابان انقلاب دکتر ظفرقندی را سوار کردم و به سمت بیمارستان رفتیم. در خیابان حافظ ترافیک سنگین بود. ظفرقندی گفت که از خط ویژه حرکت کن تا زودتر به بیمارستان برسیم. همین کار را کردم. اما به زیرگذر میدان حسن‌آباد که رسیدیم صبر او تمام شد. از ماشین بیرون پرید و شروع کرد به دویدن به سمت بیمارستان سینا. من هم دقایقی بعد به او ملحق شدم. جان حجاریان در همان لحظات اولیه ورود به بخش اورژانس توسط رزیدنت جراحی اعصاب بیمارستان (به گمانم دکتر اسفندیاری) نجات یافته بود. وقتی حجاریان را با ماشین حکیمی‌پور به بیمارستان آورده بودند، بیمار نفس نداشت و دکتر اورژانس با مشاهدۀ وضعیت بالینی او به‌سرعت لولۀ تراشه را از دهان به نای او وارد کرده و امکان تنفس مصنوعی را برای بیمار فراهم ساخته بود. اگر این اتفاق دقیقه‌ای دیرتر انجام می‌شد حجاریان تمام کرده بود. تشخیص اولیه این بود که گلوله به صورت حجاریان خورده و در پشت گردن متوقف شده و قاعدتاً بیمار خون‌ریزی چندانی نداشته است. اما هرچه بود بیمار ما در کما بود.
*حجاریان را برای سی‌تی‌اسکن به بخش من ــ رادیولوژی ــ آورده بودند. همه در اتاق سی‌تی‌اسکن در برابر مانیتور جمع شده بودیم. یادم است که به‌جز کادر پزشکی، برخی دوستان سعید هم در جمع ما بودند؛ از جمله ابراهیم اصغرزاده. در سی‌تی‌اسکن معمولاً برش‌های مقطعی از مغز را از پایین مغز به بالا، مانیتور می‌کنند. آن لحظه، کارشناس سی‌تی‌اسکن احتمالاً به دلیل عجله، مانیتور کردن را از مقاطع بالا یعنی از بخش ملاج شروع کرد. دستگاه از بالا شروع کرد و به مخ رسید. زل زده بودیم به مانیتور. بی‌اختیار گفتم خدا را شکر مخ حجاریان سالم است! مخ، مرکز شعور و ادراک و تفکر مغز است و در آن لحظه نمی‌دانم چرا برای من خیلی مهم بود که مخ او سالم باشد. رزیدنت جراحیِ اعصاب روی حساب علم پزشکی با تعجب گفت: آقای دکتر ساقۀ مغز که مهم‌تر از مخ است. درست می‌گفت. ساقۀ مغز مرکز انجام اعمال غیرارادی حیاتی و کنترلی است و اگر آسیب دیده باشد، احتمال مرگ بیمار بالاست. اما مخ مرکز تفکر و تحلیل است و آن لحظه فکر می‌کردم هدف ترورکنندگان مخ حجاریان بوده تا امکان تفکر و تحلیل را از او بگیرند. سی‌تی‌اسکن ادامه یافت و متوجه شدیم ساقۀ مخ و مخچه نیز آسیب چندانی ندیده است. پایین‌تر اما آثار مخرب گلوله مشهود بود. در ناحیۀ خارج از جمجمه شکستگی وجود داشت. گلوله به صورت شلیک شده، و از ناحیۀ سینوس وارد شده بود. فک بالا را سوراخ و فک پایین را خرد کرده بود، مهرۀ ابتدایی ستون فقرات را نیز خرد کرده و رفته بود زیر پوست و پشت مهرۀ اول یا دوم جا خوش کرده بود.

منبع: ماهنامه اندیشه پویا، شماره ۲۶، خرداد سال ۱۳۹۴

تاریخ درج مطلب: یکشنبه، ۲۳ اسفند، ۱۳۹۴ ۱۱:۴۲ ق.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 × 1 =

چندرسانه‌ای