سوژه‌ای عجیب و طنز برای اعدام منافقین؛ پیشنهاد احمد خمینی و مخالفت گل‌آقا!

جعفر شیرعلی نیا: مرداد ۶۷ و چند روز پس از ماجرای مرصاد و حملهٔ مجاهدین خلق(منافقین) به ایران، دعایی، مدیر روزنامه به گل‌آقا گفت احمد خمینی سوژۀ طنزی دربارۀ اعدام منافقین داده و خواسته که او در ستونِ «دو کلمه حرف حساب» از زبان گل‌آقا بنویسد. گل‌آقا گفت نمی‌نویسد و به دعایی توضیح داد: «منِ طنز‌نویس در ستون طنز بیایم بنويسم آدم بكشيد ولو منافق[؟] اين جايش يک جای ديگر است.»

• اصرار دعایی فایده نداشت. گل آقا می‌گفت: «احمدآقا اشتباه می‌کند. اين را اگر من بنويسم، اين گل‌آقا گل‌آقايی نيست كه يک روزی بتوانيد از او استفاده كنيد… من احمدآقا را خيلی دوست دارم، اما امام را از احمدآقا بيشتر دوست دارم و من این كار را نبايد می‌كردم. حاضرم از خود امام بپرسيد که من كار درستی كردم.»
گل‌آقا معتقد بود: «بد است که طنز به نام نظام نوشته بشود و این درست نیست… به مصالح انقلاب من سر مواضع خودم ايستادم. هنوز هم فكر می‌كنم درست ايستادم و غلط نكردم.»

• گل‌آقا می‌گويد: «دل آقای دعايی از من شكست. يک روز بعد گفت اين تلفن احمد‌آقاست. به احمد‌آقا زنگ بزن. منتظر است به او زنگ بزنی تا به تو توضيح بدهد. گفتم: من به احمد‌آقا زنگ نمی‌زنم. شماره تلفن من را احمد‌آقا دارد. بگو احمد‌آقا به من زنگ بزند. احمد‌آقا از نظر سنی هم يکی دو سال از من كوچک‌تر است. (از اين شوخی‌ها با هم داشتيم.) پسر امام است و من نوكرش هستم. ولی به هر حال من ابا كردم، تلفن به احمد‌آقا نکردم. آقای دعایی تلفن زد و گفت احمد‌آقا دلش شكست.»

• به روایت گل‌آقا مطلب احمد‌آقا را او یا عطاءالله مهاجرانی اديت کردند و در روزنامه منتشر شد اما «نوشتيم که این نوشته مال گل‌آقا نيست از يک جايی ديگر آمده است.»

• سوژهٔ احمد خمینی به نام احمد پوربختیارفرد در روزنامهٔ اطلاعات منتشر شد.

• ماجرای این پست را از کتاب خاطرات کیومرث صابری،همان گل آقای معروف، آورده ام؛ از چاپ اول کتاب که در سال ۸۶ در نشر عروج منتشر شده است؛ این انتشارات وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی است.

تاریخ درج مطلب: پنجشنبه، 1 آبان، 1399 9:13 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات فرهنگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *