عصبانیت بی سابقه صیاد شیرازی در برابر امتیاز ویژه از بیت المال

به مناسبت ۱۷امین سالگرد شهادت شهید صیاد شیرازی، خاطره ای از کتاب در کمین گل سرخ، نوشته محسن مومنی، انتخاب کرده ایم که واکنش تند این شهید در برابر زمین و ساختمانی است که بنیاد شهید به وی اختصاص داده بود:

تیمسار خشمگین بود. چنان خشمگین كه حتی صدایش می‌ لرزید . دوستانش بعدها اعتراف كردند كه در تمام مدت دوستی‌ بلند مدتشان هرگز او را چنین ندیده بودند. او حتی برای نخستین بار بر سرشان داد زده بود كه: « شما چطور توانستید بدون اجازة ی من دست به چنین كاری بزنید ؟ »

كسی در آن لحظه جرأت جواب نداشت . هر چند آن ‌ها همان وقت هم كه تصمیم به چنین كاری گرفتند ، از عواقبش بی‌ اطلاع نبودند ، اما نه در این حد!

ماجرا از این قرار بود كه سال ‌ها پیش ، وقتی كه او شب و روزش را در جبهه می‌ گذراند ، بنیاد شهید به تعدادی از خانواده‌های شهدا و جانبازان در یكی از شهرک ‌های تازه تأسیس شمال تهران زمین می ‌داد . آنان كه از زندگی فرمانده شان از نزدیک اطلاع داشتند ، به فكر خانواده ی‌ او افتادند . آن ‌ها فكر می‌ كردند صیاد به خانواده ‌اش بی‌ اعتناست فردا كه آب‌ ها از آسیاب بیفتد ، او حتی زنده هم بماند ، چه بسا خانواده ‌اش سایبانی نداشته باشند . آن روز ها خانواده ی او در خانه ی سازمانی ارتش زندگی می‌ كردند . پس دوستان او تصمیم گرفتند از رئیس بنیاد شهید برای فرمانده نیروی زمینی كه از قضا خود جانباز هم بود ، قطعه ‌زمینی بگیرند . حجت‌الاسلام كروبی هم كه از زندگی او بی ‌اطلاع نبود ، موافقت كرد و كار صورت گرفت . یاران فرمانده برای این كه او را در مقابل كار انجام شده قرار دهند ، وام گرفتند و حتی خود نیز پولی فراهم كردند و دست به‌كار ساختمان سازی شدند . تا این كه در نیمه ی كار صیاد فهمید . به آنان به ‌شدت تاخت. عصبانیتش كه فروكش كرد ، از آنان عذر خواست. گفت می‌ داند آنان قصد خدمت به او و خانواده ‌اش را داشته‌ اند اما او چنین استحقاقی ندارد. بعد برای آقای كروبی نامه نوشت و بعداز تشكر از مساعی او در حل مسكن ایشان ، گفت: وقتی كه در دانشگاه افسری تدریس می ‌كرد ، تصمیم گرفت عملیات‌ های بزرگ هشت سال دفاع مقدس را به دانشجویان تدریس كند. استقبال دانشجویان باعث شد برای نظام‌ مند شدن این كار، سازمانی تشكیل دهد . طرح تشكیلاتی نوشت به نام هیأت معارف جنگ.

… اكنون در وضعیتی قرار دارم كه احساس می ‌كنم به ازای رسیدن به مسكن بهای گرانی را دارم می‌ پردازم آن هم ثمره ی  همه ی  مجاهدت ‌های فی‌ سبیل ‌اللهی (كه اگر خداوند آن را تأیید فرماید) كه قلبم رضایت نمی‌ دهد چنین شود. لذا با توجه به این ‌كه خدا می‌ داند نه تنها خود را لایق چنین عنایاتی از جمهوری اسلامی نمی‌ دانم بلكه هم‌ چنان مدیون هستم و باید تا روزی كه نفس در بدن دارم عاشقانه به اسلام عزیز خدمت نمایم . قاطعانه اقدام فرمایید كه :

« ساختمان نیمه كاره مسكن این‌ جانب را از طرف بنیاد شهید تحویل‌ گرفته و فقط مخارجی را كه اضافه بر وام واگذاری ( مبلغ چهارصد هزار تومان ) هزینه شده است به ما پرداخت نمایند تا به صاحبانش مسترد نمایم . »

تاریخ درج مطلب: شنبه، ۲۱ فروردین، ۱۳۹۵ ۷:۱۲ ب.ظ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× 5 = 50