قضیه ربودن، توطئه‌ای جهانی بود تا امام صدر را از صحنه خارج کنند.

استاد سید هادی خسروشاهی، پژوهشگر تاریخ و از دوستان امام موسی صدر درباره مساله ربوده شدن امام صدر نکاتی را مطرح کرده است. بخشی از سخنان وی را که در کتاب «حدیث روزگار» منتشر شده در ادامه می‌خوانید.

توطئه جهانی برای خارج کردن امام صدر از صحنه

در مورد آخرین سفر ایشان به لیبی، همان طور كه برادر بسیار عزیزمان، شهید چمران نیز، اشاره دارند، این یك مسئله ساده ناشی از حكومت سرهنگ‌ها در لیبی نبود. به نظر من یك توطئه جهانی بود كه از شوروی سابق تا آمریكای حاضر و رهبری باندهای تبهكار فلسطینیِ همكار با موساد ـكه بعدها ماهیت خود را با عملكردشان در قبال مسئله فلسطین نشان دادندـ همه در این قضیه درگیر بودند. این مسئله یك توطئۀ جهانی بود تا ایشان را از صحنه خارج سازند.

البته، مرحوم چمران را نیز، در آن سفر دعوت كرده بودند كه ایشان تصمیم می‌گیرد به این مسافرت نرود. خود امام موسی صدر نیز، با توجه به خصوصیات روحی بیمارگونه و خاص سرهنگ قذافی قصد نداشت كه به این مسافرت برود، ولی بعد از وساطت بومدین، رئیس‌جمهور سابق الجزایر، تصمیم می‌گیرند كه در ماه مبارك رمضان برای حل مشكلات جهان عرب، به‌ویژه، مسئله فلسطین و جنگ‌های داخلی لبنان به این سفر بروند تا بلكه بتوانند سرهنگ را روشن كنند كه حقایق صحنه چگونه است و آن طور نیست كه باند تبهكار عرفات و یا دیگران مطرح می‌كنند. ولی متأسفانه ایشان گویا به این نكته توجه نداشتند كه مهمان كسی می‌شوند كه از نظر روحیات و اخلاقیات و شذوذات، رهبر همه این نوع عناصر می‌تواند باشد، عناصری مثل عرفات و… . بنابراین، ایشان این سفر را رفتند. ملاقات‌ها دوستانه نبوده و یا اصلاً انجام نشده و ایشان هم به‌طور غیرطبیعی مفقود می‌شوند.

متأسفانه افسر‌های حاكم بر لیبی ـ مانند سرگرد جلّود كه به ایران هم آمد ـ حاضر نشدند مسئولیت قضیه را بپذیرند و آن را به گردن ایتالیا و كشورهای دیگر انداختند. به نظر من این نوع بازی‌های ماكیاولیستی دیگر نمی‌تواند كارساز باشد و مسئولیت حاكمان لیبی و در رأس آن‌ها، شخص سرهنگ قذافی در این مسئله به هیچ وجه، نه از جانب مردم ایران و لبنان و جهان اسلام فراموش شده است و نه از لحاظ تاریخی فراموش خواهد شد و به نظر من، لكۀ ننگی است كه با دوز و كلك‌های سیاسی مرسوم در دنیا نیز نمی‌توان آن را پاك کرد.

وقتی كه یك آدم بی سر و پایی از اسرائیل یا آمریكا گم می‌شود و یا دستگیر می‌شود، دنیا را به آشوب می‌كشند كه آدم ما چه شد، ولی شخصیت برجسته جهانی و مفخّر عالم اسلام در عصر ما مثل امام موسی صدر می‌رود به لیبی و در آنجا ربوده می‌شود، آن وقت این‌ها احمقانه می‌گویند كه ایشان شبانه به ایتالیا رفت. مسئله به این سادگی نیست كه بگویند مسئله تمام شده است. به هر حال، هم مسئولان دولت قذافی و هم مسئولان فعلی باید پاسخ‌گوی آنچه در آن كشور رخ داده باشند.

علت اقدام غیرانسانی لیبی بر ضد امام موسی صدر

تشریح این موضوع نیازمند بحث مستقل و مفصلی است و پرداختن به آن در یك گفتگوی كوتاه مقدور نیست. ولی می‌توان اشاره كرد كه بخشی از آن مربوط به مسائل داخلی لبنان و بخش دیگر مربوط به اهداف قذافی در منطقه عربی خاورمیانه بود. از سوی دیگر، امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع عرب، حركت‌های سرنوشت‌ساز امام موسی صدر در منطقه را زیر نظر داشتند و چون به عمق موضوع و تأثیر شگرف كارهای امام موسی صدر پی بردند، خیال كردند كه با از میان برداشتن رهبری، مسئله پایان می‌یابد. غافل از آنكه ریشه‌های نهضت مقاومت استوار شده بود و آثار آن بعدها روشن كرد كه طرح امام موسی صدر برای رهایی شیعیان و همۀ مردم لبنان، بنیادی بوده است.

لیبی پس از ربودن امام موسی صدر، چون با واكنش عظیمی در لبنان، ایران و عراق روبه‌رو شد ـو هنگامی كه با سازمان فتح نیز اختلاف پیدا كردـ مدعی شد كه سازمان آزادی‌بخش فلسطین به رهبری عرفات در ربوده شدن امام موسی صدر دخالت داشته است. همان‌طور كه بعدها و پس از كشته شدن ابونضال در عراق، مدعی شد كه او امام موسی صدر را در فرودگاه لیبی ربوده. اما همه این‌ها افسانه بود و خود قذافی مسئول اصلی این تراژدی است. در همان زمان، نشریه الثوره، ارگان رسمی ساف، در شماره مورخ 11 دسامبر 1979 میلادی، در مقاله‌ای تحت عنوان «جناب سرهنگ، چرا؟» قذافی را عامل ربودن امام موسی صدر معرفی كرد.

عملكرد قذافی در این زمینه‌ها فقط در این دوره پایان نمی‌پذیرد؛ قذافی با اصرار زیاد شهید فتحی شقاقی رهبر حركت جهاد اسلامی فلسطین را برای حل قضیه كارگران فلسطینی كه خود می‌خواست آن‌ها را از لیبی اخراج كند، به لیبی دعوت كرد. ولی به او یادآور شد كه محافظینش همراه نباشند، چون در لیبی حفاظت كامل به عمل خواهد آمد. پس از ملاقاتی بی‌ثمر، احمد جبرئیل و چند نفر دیگر از رهبران فلسطینی با هواپیمایی سوریه عازم دمشق شدند. اما شهید شقاقی بدون حتی یك محافظ به جزیره مالت فرستاده شد و در هتلی كه متعلق به لیبیایی‌هاست، سكونت كرد و عصر كه برای قدم زدن به بیرون از هتل رفته بود، از سوی گروه ترور موساد كه مستقیماً از اسرائیل به جزیره مالت رفته بودند، به شهادت رسید. قذافی مانند حادثه مفقود شدن امام موسی صدر، پاسخی به فلسطینی‌ها نداد كه چرا شهید شقاقی را همراه دیگر فلسطینی‌ها به سوریه باز نگرداند. و چرا او را تنها به جزیره مالت فرستاد. و چه كسی به اسرائیل خبر داد كه شهید شقاقی در هتل سرهنگ در مالت سكونت دارد.

به هر حال، بدون شك مسئول اول و آخر ربوده شدن امام موسی صدر، سرهنگ قذافی و دولت ليبی است و راه روشن شدن حقیقت پیگیری جدی و مستقیم و قاطع ایران و لبنان و دیگر كشورهای عربی و اسلامی است و البته ما را امیدی به سازمان‌ها و كشورهای آزادی‌خواه! حقوق بشری! غربی نیست.

تاریخ درج مطلب: جمعه، 9 شهریور، 1397 6:37 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات مشاهیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *