It looks like nothing was found at this location. Try the search below.

چندرسانه‌ای

قلدرترین حریف؛ اول زندگی بعد «کورتا نیدزه»

حامد عسگری، شاعر و ترانه سرا در گفتگویی پینگ پنگی با علیرضا حیدری خاطرات جالبی از زندگی اش را مرور کرده است. در ادامه بخشهایی از این گفتگو را میخوانید:

بدترین نمره امتحانی تا الان؟

دبیرستان که به اجبار تجربی خواندم لج کردم همه درسها را تجدید شدم حتی تربیت بدنی.

اولین دو بندهای که پوشیدی چه رنگی بود؟ کدام باشگاه؟

یادم نیست، ولی باشگاه شهرداری مهر شهر کرج بود.

روزی که گوشت شکست؟

یادش به خیر یک موقعی شکستن گوش کلاس داشت و بعضیها هم عمدا میشکستند البته بماند که خیلی درد داشت

اولین حقوقات از کشتی؟

یادم نیست دقیقا ولی مبلغش کم بود همان موقع هم حقوقم را دادم به بچههای تیم.

سختترین حریف دوران کشتی؟

سختترین حریفم در حال حاضر زندگی است ولی هر دورهای در کشتی یک حریف سرسخت داشتهام.

بهترین کشتی عمرت که هر وقت بهش فکر میکنی کیف میکنی؟

معمولا کشتیهایی که از حریف کمتر بودم و شکستش دادم خیلی مرورش لذتبخش است. مثلا در روسیه کوراماگمادف را بردم. در شرایطی که شش ماه حتی تمرین هم نکرده بودم و وزن پایینتری داشتم خیلی خوشحال شدم که مسابقه را بردم.

آخرین کتابی که خواندی؟

کتاب زیاد خواندهام. فلسفه و دین و آیینهای شرقی را زیاد میخوانم. آخرین کتابی که خواندم از موراکامی در مورد دوی ۴۲ کیلومتر بود که حس خیلی خوبی به من داد. روایتش اینگونه بود که از درون روح یک نفر به دنیا نگاه شده بود. خیلی چسبید.بعد از کتاب دوست داشتم بروم ۴۲ کیلومتر بدوم، ۳۵ کیلومتر دویدم البته جهت اطلاع.

بدترین ناداوری که نصیبت شد؟

بدترین ناداوری قانونی که برای یک عده اجرا میشود برای یک عده نه؛ چه در کشتی چه در زندگی، البته در زندگی مهمتر است و گاهی مسیر زندگی عوض میشود. بدترین ناداوری یعنی قانون فقط برای یک عده خاص اجرا بشود یا نشود و این ناداوری در زندگی بیشتر است تا کشتی. در کشتی شاید سال بعدش بیایی و ببری ولی یک ناداوری در زندگی تباهت میکند.

کورتانیدزه؟

الان دیگه دوستیم با هم.

دشمن بود مگر؟

نه حریف بود، حریف دشمن نیست. میجنگیدیم برای یک هدف مشترک. خیلی از مدالهایم را خراب کرد. چهارتا طلا باید میگرفتم، نگذاشت. در ورزش نمره ۲۰ مهم است، ۱۹ با ده فرقی ندارد. قهرمانی مهم است که نگذاشت.

شهید محسن حججی؟

نمیفهمم او را. در کارش ماندهام خیلی وقت است.

آقا تختی؟

اسطوره

مرحوم علی حاتمی؟

هنر.

رستم؟

قصه است.

ایران؟

خودم، چیزی که از من جدا نیست با هم عمیق گرهخوردیم. هربار روی سکو بودم و سرود جمهوری اسلامی پخش شد، بغض کردم و مست شدم.

کشتیگیرها گریه میکنند؟

بقیه را نمیدانم ولی من اتفاقا برای بالانس شدنم خیلی به آن نیاز دارم ولی نمیدانم چرا نمیتوانم.

امام رضا(ع)؟

بهشت. نه، بهشت نه! موج خیلی مثبت زلال، حس خیلی خوب. آقای خاص…

منبع: روزنامه جام جم، پنجشنبه ۱۳۹۷/۵/۴

تاریخ درج مطلب: پنج شنبه، ۴ مرداد، ۱۳۹۷ ۱۲:۲۵ ب.ظ

دسته بندی: خاطرات ورزشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 × = 24

چندرسانه‌ای