ماجرایِ پیشنهادِ قذافی به ایران برای حل پرونده امام موسی صدر و تقسیمِ عربستان به 4 کشور!

20 اکتبر 2011، برابر با 28 مهر 1390، سالروز مرگ قذافی است. سیاستمداری که یکی از عجیب ترین حکام دنیا در قرنِ اخیر به شما می رفت. به همین مناسبت، بخوانید خاطره ای از کتابِ خاطراتِ محسن رفیق دوست (جلد سوم) که قذافی بر سر پرونده هسته ای ایران، پیشنهاداتِ منحصر بفردی به ایران ارائه می کند:

به طور کلی قذافی به دنبال این بود لیبی را به سمت خود کفایی و یا نوآوری و اختراع ببرد؟

نه، اصلا. قذافی درآمد بالای نفت داشت که بخش عمده ای ازآن به صورت های مختلف بین مردم تقسیم میکرد. در یکی از سفرهایم به لیبی، در فروشگاه بزرگی چای سیلان دیدم. پرسیدم کیلویی چند؟ قیمتش تقریبا یک پنجاهم قیمت معمول چای بود. یکی از نزدیکان قذافی همراهم بود، از او پرسیدم، گفت این اقلام را قذافی می آورد، این پولی هم که می گیرد برای این است که دور نریزند! پولی بدهند و بخرند. ماشین ژاپنی که آن موقع به پول ما مثلا 30 میلیون تومان بود، این را به هر نفر، به پول ما دو میلیون تومان می داد. می گفت این پول را هم قذافی برای این می گیرد که قدرش را بدانند. از ما سیب خرید کیلویی بیست و پنج تومان، به مردم می داد کیلویی یک تومان.
آخرین ملاقاتم با قذافی در سال 1386 بود؛ زمانی که آقای علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی و آقای منوچهر متکی وزیر امور خارجه بود. آقاین در ملاقاتی که داشتیم، گفتند لیبی امسال در شورای حکام انرژی هسته ای انتخاب شده، روابط قذافی هم با ما به هم خورده، شما به لیبی برو، با او صحبت کن به نفع ما رای بدهد. ظاهرا هر کسی هم که خواسته برود، ویزا نداده بودند. من با هیئتی از وزارت امور خارجه به لیبی رفتم. سفیری در آنجا داشتیم که می گفت یک سال است آمده ام و هیچ کس را ندیدم. اصلا کسی تحویل مان نمی گیرد.
با برادری که از وزارت امور خارجه آمده بود به دیدار قذافی رفتیم. اول مطرح کردم که سفیر ما یک سال است آمده و کسی ملاقاتش را نپذیرفته. یکی را صدا کرد و آهسته چیزی گفت (1). بعد از حدود یک ربع صحبت، به برادری که از وزارت امور خارجه آمده بود، گفت: شما بروید، من با ایشان کار دارم. آن ملاقات حدود چها ساعت طول کشید. ابتدا گفت در مورد دو موضوع می خواستم با شما خصوصی صحبت کنم. یکی اینکه الان بهترین تشکیلاتی که در دنیا برای مبارزه با استکبار و اسرائیل می شناسم، حزب الله لبنان است. از آن وقتی که تشکیل شد و تو می آمدی و می رفتی و حالا پس از سالها آمدی، مشتاق این بودم که با حزب الله رابطه برقرار کنم. تو هم می گویی که یک مانع بر سر این ارتباط است و آن هم امام موسی صدر است. چون در مورد امام موسی صدر خودم را مقصر نمی دانم و عاشق اینم که به حزب الله وصل شوم، می خواهم پیشنهادی بدهم. یک هیئت پنج جانبه از ایران، لبنان، سوریه، خاندان صدر و لیبی تشکیل شود؛ از همین اول، ایران و لبنان و خاندان صدر باهم هستند، سوریه هم به احتمال 90 درصد با شماست. یعنی یک رای در مقابل چهار رای. اینها هیئت هایی را انتخاب کنند. از لبنان شروع کنند، بیایند اینجا، از اینجا هم به عقیده من باید بروند ایتالیا، به هر رایی که رسیدند، غیر از رای اعدام من، حاضرم کتبا بنویسم هر رایی بدهند، آن را می پذیرم. تو برو ایران، این پیشنهاد را بده، اگر ایرانی ها پذیرفتند، به من اطلاع بده، یا بیا اینجا، هیئت را تشکیل بدهیم؛ من هم امضا می کنم.
دومین موضوع این بود که گفت اصلا این عربستان از کجا آمده؟ چه کسی به آنجا، عربستان سعودی گفته؟ اینها هشتاد، نود سال است آمده اند. اینجا یک کشور نیست، چهار کشور است؛ حجاز، احساء و قطیف، نجد و نجران، احساء و قطیف جایی است که نفت عربستان آنجاست و اکثریت ساکنین شیعه اند. در آن سه منطقه دیگر اکثریت اهل سنت هستند. گفت ایران با من توافق کند که ما این کشور عربستان را به چهار کشور تقسیم کنیم، قانونا سعودی را از بین ببریم، همه مخارجش با من، فقط احساء و قطیف که حتما با شما سمپاتی دارند، با شما، آن سه تای دیگر با من. گفت در مورد این پیشنهاد هم برو ایران صحبت کن، اگر توافق کنند قرارداد بنویسیم، که همه مخارچ با من. برگشتم ایران، باز آقایان لاریجانی و متکی با من جلسه گذاشتند. گفتم: قذافی این دو پیشنهاد را به من داده، خودتان می دانید.
بعد از چند وقت، آقای لاریجانی را دیدم، پرسیدم: چی شد؟
گفت: در مورد پیشنهاد دوم، یعنی چه که برویم در کشور دیگری دخالت کنیم و چهار کشور درست کنیم؟ این در سیاست کلی ما نیست و حتی کسی حاضر نیست گوش کند. در مورد پیشنهاد اول هم می گویند این هم بامبول جدید قذافی است و قبول نکردند. لذا موضوع منتفی شد.

پینوشت:
1- سفیر ما می گفت از فردای ملاقات شما با قذافی، همه مقامات لیبی توی صف بودند که به ملاقاتشان بروم. (راوی)

تاریخ درج مطلب: سه شنبه، 29 مهر، 1399 1:12 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *