ماجرای اولین سفر بعد از انقلاب تیم هالتر ایران به خارج از کشور؛ از اجبار در همراهی یک روحانی با تیم تا مخالفت جدی شهید بهشتی با مهدوی کنی!

زمانی که ایشان [شهید بهشتی] در شورای انقلاب بودند بنده به خدمت ایشان رفتم و از آنجا که من دچار مشکل شدم و خیلی هم [شورای انقلاب] به من فشار آوردند نسبت به این مسئله که هر کس می‌خواهد به خارج برود یک نفر از ارباب عمائم هم باید همراه ایشان باشد. هر چه من می‌گفتم این کار امکان ندارد و اصلاً‌ صحیح نیست که مثلاً یک تیم هالتر می‌خواهد از ایران برود یک نفر معمم هم همراه ایشان برود که حالا البته بنده این صحبت را هرگز جای دیگر نگفته‌ام اما از آنجا که شما از فرزندان مرحوم بهشتی هستید بنده این مطلب را اینجا عرض می‌کنم. اما این‌ها خیلی راحت به بنده فشار آوردند که از آنجا که ما در هالتر قهرمان آسیا بودیم و بعد از انقلاب هم خیلی کوشش می‌کردیم که از این نظر حداقل مانند پیش از انقلاب باشیم، این بود که تیمی را انتخاب کردیم و تیمی که قرار بود برای مسابقات هالتر قهرمانی به هندوستان برود و برنامه را به شورای انقلاب گزارش دادیم. در آن زمان آقای دکتر بهشتی شورا را اداره می‌کردند. به ما گفته شد که آقای سید قاسم شجاعی که از وعاظ درجه اول هستند همراه تیم باشند. هر چه ما می‌گفتیم که آقا مگر می‌شود با یک تیم هالتر باشندر معمم هم همراه ‌شود، می‌گفتند که این امر برای شناساندن اوضاع سیاسی ایران نیاز است. گفتیم این امر محال است چراکه روی بچه‌ها اثر روحی می‌گذارد و ما نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. بنابراین این مسئله را به جلسه بعدی شورای انقلاب موکول کردند که روی آن تصمیم‌گیری کنند. آقای بهشتی از جلسه که بیرون آمدند گفتند شما به دفتر من بیائید. بنده به دفتر دکتر بهشتی رفتم و ایشان از من سوال کردند می‌خواهی چه کار کنی؟ گفتم شما که می‌دانید رویه بنده چیست. بنده با این امر مخالف نیستم، اما مسئول تیم گفته است که ما فقط دوازده نفر را می‌توانیم با خودمان ببریم. از این ۱۲ نفر، هشت نفر هالتر می‌زنند، یک نفر سرمربی است، یک نفر هم مربی و یک نفر نرمش دهنده و یک نفر هم طبیبشان است. بیشتر از این تعداد نمی‌توانند با خود ببرند که حتی بنده هم به عنوان سرپرست نمی‌توانم همراه تیم بروم. از آنجا که برنامه ریزی و تامین هزینه بر عهده دولت میزبان است ما نمی توانیم بیش از این تعداد را با خود به همراه ببریم. ایشان گفتند حالا یک کاری‌اش می‌کنیم. ایشان گفتند تو کار خودت را بکن و گوش‌ات به حرف اینها [شورای انقلاب] بدهکار نباشد. بنابراین ما آمدیم و کارهای خودمان را انجام دادیم و بعد دوباره دیدیم شورای انقلاب بنده را احضار کردند. گفتم که من به هیچ‌وجه کسی را همراه این‌ها نمی‌فرستم. آنها هم گفتند که بنابراین ما هم با این شرایط اجازه خروج به شما نمی‌دهیم. گفتم آقا بنده گذرنامه این‌ها را هم گرفته‌ام. کارشان تمام شده است و پروانه‌اش را هم گرفتم و  از این جا به بعد بود که ایشان خودشان جلسه را اداره کردند که دیگر ما مورد ایراد قرار نگرفتیم. بعد خود بنده به عنوان نماینده کمیته المپیک ایران به جلسه رؤسای کمیته‌های المپیک کشورهای آسیایی کشورهای مسلمان به ترکیه رفتم و آقای خمینی هم پیام داد که به عنوان نماینده ایران در آنجا سخنرانی هم می‌بایست می‌کردیم. ما هم از آنجا که در آن زمان تیمی به این عنوان نداشتیم هشت نفر از رؤسای تیم‌ها را انتخاب کردیم و با آنها به ترکیه رفتیم. از پله‌های هواپیما که پیاده شدیم سفیر ایران در ترکیه هم آنجا ایستاده بود و به مجرد پیاده‌شدن ما در ترکیه از هواپیما براساس این‌که رؤسای کمیته‌های المپیک در سطح جهان، زیر نظر سازمان بین‌المللی المپیک جهانی مصونیت دارند، یک خانمی هم در آنجا حضور داشت که به نمایندگی از کمیته المپیک برای راهنمایی ما آمده بود. خانم که راهنمای ما بود طبق روال با ایشان دست ندادیم و ایشان در قسمت جلوی ماشین نشست و ما هم عقب نشستیم و به راهنمایی ایشان راه افتادیم. برنامه‌ دست ایشان بود که کجا باید برویم. پنج روز متوالی این خانم دائماً راهنمای ما بود. ما که برگشتیم به ایران، از بنده توضیح خواستند که چرا شما قبول کردید خانم همراه شما باشد. گفتم دست من نبود که، گفتند نه! شما نباید زیر بار می‌رفتید. خلاصه حرف ما بالا گرفت. بعد گفتند شما این مطالبی را که می‌گویید باید بیایید در شورای انقلاب مطرح کنید. من در جلسه شورای انقلاب شرکت کردم. در آنجا آقای بهشتی به من گفتند شما چیزی نگویید. آقای مهدوی کنی قبل از اینکه به بنده اجازه صحبت بدهد، شدید به ما تاخت و آقای بهشتی جلویشان درآمدند که آقا نمی‌شود از جهات بین‌المللی انتخاب با این‌ها نبوده است. کمیته یک سری مقررات خاص دارد. این‌طور نمی‌شود و دست ما نیست و به خواست ما که نمی‌شود این افراد را تعویض کنند. عوض کردن این افراد ضوابط دارد. آن خانم تحت یک شرایطی راهنمای ایشان بودند. چه بسا ایشان را ترکیه انتخاب نکرده باشد و از طرف کمیته جهانی انتخاب شده باشند.

راوی: حسین شاه حسینی، رئیس وقت کمیته ملی المپیک

منبع: در گفتگو با پایگاه نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی

تاریخ درج مطلب: سه شنبه، ۳۰ آبان، ۱۳۹۶ ۴:۱۹ ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 × = 54