ماجرای عبای سوراخ امام موسی صدر

سیدرضا کشمیری از دوستان امام موسی صدر: روزی در دفتر ایشان بودم که دیدم عازم بیرون است. گفتم کجا می روید؟ گفتند که برنامه ای پیش آمده است و دارم به کاخ بعبدا می روم تا رئیس جمهور را ببینم. دیدم عبایی که ایشان پوشیده است، حقیقتاً شاید بیست تا سوراخ داشت. پیش خود گفتم این خیلی بد است. با این که قد من از ایشان کوتاه تر بود، اما عبای ایشان را برداشتم و عبای خود را روی دوش ایشان انداختم. خندیدند و گفتند خدا برکتت دهد. آن وقت مرحوم حاج شیخ نصرا… خلخالی زنده و در نجف بود. همان روز برای ایشان پیغام فرستادم که آقای صدر عبایش این شکلی است. یک هفته نگذشته بود که دیدم ایشان عبایی برای آقای صدر فرستاد که من در تمام عمرم مثل آن عبا را ندیده بودم. از بس که آن عبا بلند، زیبا و عالی بود. آقای صدر تشکر کردند و گفتند خدا برکت دهد. یک روز نگذشته بود که دیدم باز همان عبای سوراخ را پوشیده اند. گفتم عبایتان کجاست؟ گفتند روی دوش یک نفر دیگر. همان موقع آقای شیخ عبدالامیر قبلان وارد شد و دیدم عبا روی دوش ایشان است. به آقای صدر گفتم آخر چرا این طور کردید؟ گفتند دیدم او عبا را دید و خوشش آمد و به همین جهت به ایشان دادم، ایشان که بپوشد مثل آن است که من پوشیده باشم. هیچ فرقی ندارد.

منبع: عزت شیعه، محسن کمالیان و علی اکبر رنجبر کرمانی، ج2، ص 459 

تاریخ درج مطلب: شنبه، 23 مرداد، 1395 2:53 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات مشاهیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× 8 = 72