مخالفت آیت الله خامنه ای با استیضاح عبدالله نوری

روزنوشت آیت الله هاشمی رفسنجانی، 17 مرداد ۱۳۷۱

قرار بود امروز برهان الدین ربانى بیاید و وقت را براى او تنظیم كرده بودیم كه به‌خاطر مسدود بودن فرودگاه كابل نیامد و وقتم آزاد شد؛ با ملاقات‌هاى اضافى پُر شد.
آقاى [محمد] سعیدى‌كیا، [وزیر راه و ترابری] آمد. گزارش سفر به پاكستان را داد و براى اجراى توافق‌ها استمداد كرد؛ رییس‌جمهور پاكستان هم از عدم اجراى توافقات گذشته ناراحت بوده است؛ گرچه هر دو طرف كوتاهى كرده‌اند.
آقاى [سید كمال] خرازى، [نماینده دایم ایران در مقر سازمان ملل] آمد. گزارش كار در نیویورك را داد و گفت [آقای پترس غالی]، دبیركل سازمان ملل، خیلى از سفر ایران و برخورد من راضى است و مایل است به ایران خدمت كند. گفته براى لایروبى اروندرود و بازسازى آبادان و خرمشهر و جمع كردن مین‌ها، كمك جلب خواهد كرد. خواسته است كه به مسأله زندانیان لبنانى در اسراییل و مفقودان اسراییلى كمك كنیم. گفتم بهتر است با خود لبنانى‌ها طرف باشند و ما به برگزارى مذاكرات كمك كنیم. از تلاش اسراییل براى اثبات اینكه ایران دنبال اسلحه اتمى است، گفت و از درخواست [بیل] كلینتون، [نامزد دموكرات‌ها]، براى كمك ایران به روشن‌شدن مسأله اتهام جمهورى‌خواهان درخصوص تأخیر آزادى گروگان‌هاى آمریكایى در تهران براى انتخابات. گفتم به آنها بگویند اگر تحقیقات شود، به ضرر دموكرات‌ها تمام مى‌شود؛ چون آن زمان با فشار لیبرال‌ها، سیاست این بود كه براى كمك به دموكرات‌ها، زودتر آزاد شوند.
دكتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. براى مسئولیت بنیاد شهید و مركز تحقیقات استراتژیك [ریاست جمهوری] مشورت كردیم. تذكر دادم كه مجلس، منطق و اعتدال را از دست ندهد و دچار شعار زدگى نشود. گفتم استیضاح وزیركشور موفق نیست و به مصلحت هم نیست.
آقاى [محمد] امامى كاشانى، [تولیت مدرسه عالی شهید مطهری (سپهسالار)] آمد. براى زمین مركز حزب جمهورى اسلامى سابق و قتلگاه شهداى هفتم تیر، [واقع در خیابان سرچشمه تهران] كه وقف مدرسه شهید مطهرى است و تبدیل آن به یك كارخانه استمداد كرد.
تلفنى با آیت‌الله خامنه‌اى درباره احتمال استیضاح وزیركشور در مجلس صحبت كردم. ایشان گفتند به [آقای علی‌اكبر ناطق نوری]، رییس مجلس گفته‌اند كه موافق استیضاح نیستند.
[آقای عبدالله نوری]، وزیركشور، تلفنى از صدا و سیما به خاطر بدرفتارى با شهردارى تهران شكایت كرد. به محمد [هاشمی، رییس سازمان صدا و سیما] تذكر دادم. معلوم شد او هم از آزار شهردارى تهران در خصوص كارهاى ساختمانى سازمان شاكى است. به آقاى نورى گفتم براى توافق‌شان، میانجی‌گرى كنند.
عصر شوراى عالى امنیت ملى جلسه داشت. مسأله بوسنى و هرزگوین مطرح و قرار شد كمك كنیم. دكتر ولایتى، [وزیر امور خارجه] گزارش سفر به سوریه را داد. دوباره مسأله عراق و آمریكا و احتمال سقوط صدام و احتمال تجزیه عراق مطرح شد و براى موضع ایران، مذاكره و تصمیم‌گیرى كردیم. ساعت نُه و نیم شب به خانه رسیدم.

تاریخ درج مطلب: یکشنبه، 19 مرداد، 1399 12:00 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *