بازنشر/ مسیر صیاد؛ مروری بر زندگی شهید علی صیاد شیرازی

کودکی و نوجوانی

اختصاصی خاطره نگاری- همزمان با حوادث شهریور 1320 و روزهای هجوم نیروهای متفقین به کشور، “زیاد” فرزند “صیاد خان” یکی از مردان خوشنام ایل افشار، لباس نظامی را از تن درآورد و از ادامه کار عذر خواست: “این لباس حرمت دارد. صاحب این لباس باید حافظ ناموس و اموال مردم باشد. اما اکنون حرمتش شکسته شده و هردزد گردنه گیری این را پوشیده و به جان مردم افتاده است.” چهارم خرداد دوسال بعد، در شهرستان درگز، زیاد صاحب فرزند شد. علی فرزند زیاد پس از طی تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان در شهرهای شاهرود و گرگان بود و سال پایانی دوره متوسطه ریاضی را خرداد 1342 در تهران فارغ التحصیل شد.

تحصیلات نظامی و دوران خدمت

چهار سال پس از دریافت مدرک دیپلم، با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد. آن سالها با اخراج پدر از ارتش علی نان آور خانواده بود. یکسال پس از نصب در سمت فرماندهی آتشبار گردان 317 توپخانه لشگر 81 زرهی كرمانشاه یکی از مهمترین اتفاقات زندگی علی که مدتها انتظارش را میکشید رخ داد. علی با دختر عمو محمود خان شجاع ازدواج کرد.

اوج فعالیتهای پیش از انقلاب

در کرمانشاه اولین فعالیتهای مذهبی اما مخفی علی از دعوت به جلسات شبهای جمعه آغاز شد. جلساتی که علی را با سید محمد سعید جعفری از انقلابیون کرمانشاه آشنا کرد.
سال 1351 در آزمون اعزام به خارج دانشكده افسری قبول و به آمریکا سفر کرد. علی از تقیدات دینی اش در آن سفر اینگونه میگوید: “… روزی یک صفحه قرآن، عربی، ترجمه می خواندم. مثل این بود که قرآن دارد با ما حرف می زند و لحظه به لحظه اسلام بیشتر برایم معنی پیدا می کرد و خودم را شارژ می کردم …”
حضورش در ایران، اواخر سال 1352 با تدریس در دانشکده توپخانه اصفهان و همچنین تدریس زبان انگلیسی به برخی طلاب حوزه علمیه و بررسی و اصلاح ترجمه انگلیسی قرآنی که تازه منتشر شده بود ادامه یافت.
بهمن 54، ضد اطلاعات تیپ 47 کازرون، به نامه علی خطاب به سرگرد کتیبه که درباره برنامه های مذهبی بود دست یافت. تیمسار قاجار، فرمانده ضد اطلاعات، دستور کنترل درجه 2 از سوژه را صادر کرد. اما این پایان ماجرا نبود. روزهای پایانی بهمن 57 دستور بازداشت علی به خاطر درگیری لفظی با سرتیپ شعیبی معاون پادگان صادر شد. اما شب سومی که علی در انتظار بازجویی و دادگاه به سر می¬برد از رادیو ایران “صدای انقلاب اسلامی ایران” شنیده می شد.

دوران جنگ

روزهایی که شعار انحلال و تصفیه ارتش فضای جامعه را پر کرده بود، علی با همكاری نیروهای نظامی و دوستان انقلابی اش گروه سی نفره‌ای را تشكیل داد و به حراست از پادگان پرداخت.
زمستان 58، قرارگاه عملیاتی غرب در كرمانشاه با فرماندهی علی تشكیل شد. پس از آزادسازی مریوان و پاكسازی كلیه محورهای مراسلاتی به آن، تابستان 59 به دلیل اعلامیه ای که روابط عمومی قرارگاه درباره كردستان و دشمن خارجی صادر كرد، بنی‌صدر علی را برای جلسه ای به تهران فراخواند. جلسه ای که علی خیلی با دلخوری از آن یاد میکند. نهایتا علی و دوستانش در بازگشت از جلسه، هنوز به منطقه نرسیده بودند که سرهنگ عطاریان جانشین او شد.
با انتصاب سرتیپ ظهیرنژاد به ریاست ستاد مشترك، علی جانشینش در فرماندهی نیروی زمینی شد. نخستین اقدام علی، تشکیل قرارگاه مشترك ارتش و سپاه در اهواز بود که آزادسازی بستان و خرمشهر ثمره این اتحاد بود. سرانجام تیر 1365 علی صیاد شیرازی از سمت خود استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنه‌ای و تصویب رهبر انقلاب به سمت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد.

عملیات مرصاد

پس از پذیرش قطعنامه 598، سوم مرداد 1367، صیاد با تماس تلفنی علی شمخانی مطلع شد که دشمن از چهار محور به کشور حمله کرده است. شبانه برای مشاهده صحنه پیشروی دشمن خودش را به کرمانشاه رساند. صبح روز پنج مرداد عملیات با رمز یاعلی(ع) آغاز شد. “در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود. جاده به زودی انباشته از ادوات سوخته شد.”

آخرین خاطره سرلشگر

با اتمام عملیات مرصاد، صیاد به مدت ده سال به آغوش خانواده برگشت. مریم، آخرین خاطره پدر را وقتی درجه سرلشكری اش را از دستان رهبری گرفته بود و خانواده از او درخواست سور میکنند به خاطر دارد. “… گفت یك چلوكباب مهمان من تا شما برنج رو درست كنید، من هم الآن می آیم. وقتی رفت و برگشت دیدم در یك دستش چلوكباب و در دست دیگرش یك گلدان بزرگ است. تعجب كردیم و گفتیم بابا این چیه؟ گفت این درجه ای كه مقام معظم رهبری به من دادند در حقیقت نتیجه زحمات مادر شماست. این گلدان را گرفتم تا این جوری از مادر شما تجلیل كنم …” 5 روز بعد رهبری بر تابوت علی بوسه زد.

محقق و نویسنده: محمد علی زمانیان

تاریخ درج مطلب: پنجشنبه، 21 فروردین، 1399 10:45 ق.ظ

دسته بندی: خاطرات شهدا و دفاع مقدس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

one × eight =