پایان جنگ و ماجرای استعفای محسن رضایی از فرماندهی سپاه!

آنچه میخوانید بخشی از گفتگوی غلامعلی رجایی، استاد تاریخ و مشاور آیت آلله هاشمی رفسنجانی با روزنامه آرماناست:

مساله پایان جنگ از زمانی آغاز می‌شود که آقای محسن رضایی به حضرت امام(ره) نامه می‌نویسند و تجهیزات مورد نیاز جنگ را خدمت حضرت امام (ره) مطرح می‌کنند و حضرت امام(ره) عنوان می‌کنند که تهیه این تجیزات از عهده اقتصاد کشور خارج است. آیا حضرت امام(ره) تنها با استدلال‌های آیت‌ا… هاشمی به پایان جنگ رضایت می‌دهند و یا اینکه دیگر فرماندهان جنگ نیز با آیت‌ا… هاشمی در پایان جنگ هم‌عقیده بودند؟

موضوع پایان جنگ و چگونگی اقناع حضرت امام(ره) برای پذیرش قظعنامه ۵۹۸ از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. دلیل اصلی این مساله نیز این بوده که حضرت امام(ره) همواره با رویکرد ادامه جنگ موافق بوده و معتقد بودند که جنگ باید تا پیروزی نهایی ادامه پیدا کند. وضعیت حتی به شکلی بوده که حضرت امام(ره) در جلسات خصوصی با فرماندهان جنگ اجازه طرح مساله پایان جنگ را نمی‌داده است. در نتیجه اقناع و جلب رضایت حضرت امام(ره) در چنین شرایطی بسیار سخت بوده است. با این‌همه، آیت‌ا… هاشمی به چند دلیل واقع‌بینانه تلاش می‌کنند رضایت حضرت امام(ره) را برای پایان جنگ اخذ کنند؛ دلیل نخست اینکه آیت‌ا… هاشمی در گفت‌وگو با برخی از فرماندهان واقع‌بین جنگ مانند دریابان شمخانی به این نتیجه می‌رسد که این جنگ در نهایت هیچ‌ برنده‌ای نخواهد داشت. دریابان شمخانی در جایی به آیت‌ا… هاشمی عنوان می‌کند: «برای ما مشخص شده که جنگ هیچ‌ برنده‌ای نخواهد داشت.» آیت‌ا… هاشمی یک‌بار به بنده گفتند «اگر در آن مقطع زمانی یک فرمانده عاقل در سپاه وجود داشت، آقای شمخانی بود که به صراحت به من گفتند جنگ هیچ ‌برنده‌ای نخواهد داشت.» نکته دوم اینکه آیت‌ا… هاشمی به عنوان یک مدیر کلان‌نگر به‌خوبی از وضعیت اقتصادی و مشکلاتی که مردم در زمان جنگ پیدا کرده بودند، آگاهی داشت. در نتیجه توانایی اقتصادی کشور را به‌اندازه‌ای نمی‌دیدند که امکان ادامه جنگ در آینده نیز وجود داشته باشد. نکته دیگر اینکه هنگامی که آیت‌ا… هاشمی برای بازدید از مناطق جنگی به غرب کشور سفر می‌کنند و فاجعه تاریخی حلبچه را از نزدیک مشاهده می‌کنند و می‌بینند که مردم بی‌گناه چگونه به شکل اسفباری به خاک و خون کشیده شده‌اند، در بین همراهان خود عنوان می‌کند که من به تهران می‌روم و حضرت امام(ره) را برای پایان جنگ راضی می‌کنم. استدلال ایشان نیز این بوده که اگر صدام با مردم خود چنین رفتاری می‌کند، هیچ‌ بعید نیست که با مردم اصفهان، مشهد و تبریز نیز همین رفتار کند و مردم بی‌گناه را به خاک و خون بکشد. البته علائم دیگری نیز در زمینه ضرورت پایان جنگ وجود داشت. برای مثال سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط ناو آمریکایی در خلیح فارس یکی از این علائم بود که نشان می‌داد احتمال دخالت مستقیم آمریکا و هم‌پیمانانش در جنگ وجود دارد. نکته دیگر اینکه جنگ حالت فرسایشی به خود گرفته بود و در زمستان به دلیل سرمای هوا امکان عملیات وجود نداشت و به همین دلیل بین عملیات‌های هر دو طرف جنگ فاصله زیادی می‌افتاد. آیت‌ا… هاشمی در کتاب خاطرات خود از جلسه‌ای با فرماندهان جنگ نام می‌برد که در این جلسه به فرماندهان عنوان کرده چرا بین عملیات‌ها فاصله افتاده است و چرا عملیات جدیدی را آغاز نمی‌کنند که پاسخ فرماندهان جنگ به درخواست آیت‌ا… هاشمی این بوده که فعلا آمادگی برای یک عملیات جدید وجود ندارد. در کنار همه این مسائل برخی اختلافات بین فرماندهان جنگ نیز وجود داشت که آیت‌ا… هاشمی را به این نتیجه رسانده بود که رضایت حضرت امام(ره) را برای پایان جنگ جلب کند.

چه اختلافاتی بین فرماندهان جنگ بود و موضوع اختلافات چه بود؟

اختلافات هم در بین فرماندهان ارتش وجود داشت و هم بین فرماندهان ارتش و سپاه. برای مثال شهید صیاد شیرازی در آن مقطع با عقیدتی‌سیاسی و ستاد کل در زمینه حدود اختیارات و تاکتیک‌های جنگی اختلاف داشتند. از سوی دیگر برخی فرماندهان سپاه نیز در مورد تاکتیک‌های مورد نظر ارتش اختلاف سلیقه داشتند. البته آیت‌ا… هاشمی در کتاب خاطرات خود به‌صورت دقیق جزئیات این اختلافات را بازگو نکرده و به‌صورت سربسته به این مسائل اشاره کرده است. برای مثال یکی از اختلافات اساسی درباره رئیس ستادکل نیروهای مسلح بوده است که فرماندهان سپاه به دنبال این بوده‌اند که یکی از فرماندهان سپاه و به خصوص آقای محسن رضایی فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح شود. از سوی دیگر شهید صیاد شیرازی بر این عقیده بودند که یک ارتشی و به خصوص خود ایشان باید به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح انتخاب شوند و آقای محسن رضایی معاونت ایشان را برعهده بگیرند. به همین دلیل یکی از سختی‌های آیت‌ا… هاشمی در مدیریت جنگ اختلافات بین فرماندهان و چندگانگی نیروهای نظامی بوده است. حتی کار به جایی می‌رسد که بحث ادغام سپاه پاسداران نیز مطرح می‌شود که درنهایت با مخالفت فرماندهان نظامی مواجه می‌شود. این در حالی بود که ارتش عراق به صورت کامل یکپارچه و تحت فرماندهی واحد قرار داشت و با چنین چالش‌هایی مواجه نبود. آیت‌ا… هاشمی در کتاب خاطرات خود در سال۶۶ و در صفحه ۲۴۸ عنوان می‌کند: «آقای صیاد شیرازی آمدند و دنبال تشکیل ستاد قرارگاه بودند که خودشان نیز مسئولیت آن را برعهده بگیرند.» کار اختلاف بین فرماندهان سپاه و ارتش به جایی می‌رسد که هنگامی که آیت‌ا… هاشمی آقای محسن رضایی را به‌عنوان جانشین خود انتخاب می‌کند، آقای صیاد شیرازی به دلیل مخالفت با این تصمیم از فرماندهی نیروی زمینی استعفا می‌دهد. آیت‌ا… هاشمی در خاطرات خود عنوان می‌کند «هنگامی که رونوشت استعفای شهید صیاد شیرازی به دست من رسید که البته یک رونوشت نیز خدت حضرت امام(ره) ارسال شده بود، به‌صورت تلفنی دلیل را از آقای صیاد شیرازی پرسیدم. با این همه، بعد گذشت چند روز آقای صیاد شیرازی از تصمیم استعفا پشیمان شدند و من هم کمک کردم که همچنان در فرماندهی نیروی زمینی ارتش به فعالیت خود ادامه بدهد.»

اختلافات بین فرماندهان جنگ به چه میزان روی مدیریت جنگ تاثیر گذاشته بود؟

مهم‌ترین دلیل اختلافات فرماندهان سپاه و ارتش بر سر مدیریت و نحوه ادامه‌دادن جنگ بود. در سال ۶۷ یعنی سال پایانی جنگ آیت‌ا… هاشمی تصمیم می‌گیرند با تشکیل ستادکل نیروهای مسلح اختلاف بین ارتش و سپاه را در زمینه ادامه جنگ حل کنند. در خاطرات آیت‌ا… هاشمی در سال ۶۷ در صفحه ۱۴۸ آمده است که آیت‌ا… هاشمی به آقای محسن رضایی اطلاع دادند که برای مشورت برای تشکیل ستادکل نیروهای مسلح از منطقه جنگی به تهران بیاید. آقای محسن رضایی همچنین به آیت‌ا… هاشمی پیشنهاد می‌کنند که برای جلوگیری از اختلافات به وجودآمده خودش از فرماندهی سپاه استعفا دهد و فرماندهی ارتش را بر عهده بگیرد. آیت‌ا… هاشمی در خاطرات خود عنوان می‌کند که هنگامی که این پیشنهاد مطرح شد من اشکالات این طرح را به ایشان گفتم و مخالفت خود را نیز بیان کردم. آقای محسن رضایی به‌دنبال این بوده که با به دست‌گرفتن فرماندهی ارتش امکانات ارتش را وارد جنگ کند و به‌صورت عملی فرماندهی جنگ را برعهده بگیرد. این پیشنهاد در سال ۶۵ از سوی آقای محسن رضایی مطرح می‌شود و با مخالفت آیت‌ا… هاشمی این اختلافات تا سال۶۷ نیز ادامه پیدا می‌کند. با این‌همه، در سال ۶۶ و در یک مقطع آقای محسن رضایی از فرماندهی سپاه پاسداران استعفا می‌کند که تاکنون کمتر به این موضوع پرداخته شده است. این مساله در کتاب خاطرات آیت‌ا… هاشمی در سال ۶۶ و در صفحه ۹۰ ذکر شده است. در این خاطرات عنوان شده که آقای محسن رضایی با نوشتن نامه‌ای به حضرت امام(ره) به دلیل مشکلات اداره سپاه، عدم هماهنگی با رئیس‌جمهور، دکتر روحانی و ارتش از سمت فرماندهی کل سپاه استعفا کرده است. در نتیجه آقای محسن رضایی برای استعفای خود چهار دلیل را ذکر کرده‌اند. آیت‌ا… ‌هاشمی در کتاب خاطرات خود عنوان می‌کند: «آقای رضایی را از این کار نهی کردم و عنوان کردم حضرت امام(ره) استعفای شما را نخواهند پذیرفت و برای خود شما هم خوب نیست.» با این‌همه، آقای محسن رضایی سخنان آیت‌ا… هاشمی را گوش نمی‌کنند و نامه استعفای خود را تقدیم حضرت امام(ره) می‌کنند. خبر استعفای آقای محسن رضایی را حاج‌احمدآقا فرزند حضرت امام(ره) به آقای هاشمی می‌دهند. با این‌همه، حضرت امام(ره) با استعفای آقای محسن رضایی موافقت نمی‌کنند. تصور حضرت امام(ره) از این استعفا این است که این استعفا با هدف سیاسی و صوری صورت گرفته است.

چرا حضرت امام(ره) تصور می‌کنند استعفای آقای محسن رضایی سیاسی و صوری است؟

این نقلی است که حاج‌احمدآقا برای آیت‌ا… هاشمی مطرح می‌کنند. البته منظور ایشان از هدف سیاسی هدف جریانی و جناحی نبوده، بلکه سیاست به معنای کلی مورد نظر ایشان بوده است که این استعفا با هدف و برنامه صورت گرفته است. در نتیجه آقای محسن رضایی دوباره اقدام به استعفا از فرماندهی سپاه می‌کنند. یک‌بار زمانی که عنوان می‌کنند به ایشان درجه امیری ارتش داده شود تا ایشان بتواند از موضع بالا امکانات ارتش را وارد جنگ کند و بار دوم زمانی است که آقای محسن رضایی به دلیل اختلاف سلیقه با چهار موردی که عنوان کردم از فرماندهی سپاه استعفا می‌دهد. در نتیجه در ماجرای پایان جنگ برخی عوامل داخلی و همچنین برخی عوامل خارجی نقش داشته‌اند که درنهایت آیت‌ا… هاشمی را به این نتیجه می‌رساند که رضایت حضرت امام(ره) را برای پایان جنگ اخذ کنند.

برخی عنوان می‌کنند پذیرش پایان جنگ به شکلی به حضرت امام (ره) تحمیل شده است. آیا درواقع این اتفاق رخ داده است؟ حضرت امام در چه شرایطی به پایان جنگ رضایت دادند؟

برخی افراد مغرض چنین مسائلی را مطرح می‌کنند و عنوان می‌کنند که این کار توسط آیت‌ا… هاشمی صورت گرفته است. این در حالی است که حضرت امام(ره) با توجه با استدلال جمعی فرماندهان نظامی تصمیم به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ می‌گیرند و هیچ‌ فردی و از جمله آیت‌ا… هاشمی به‌تنهایی در تصمیم حضرت امام(ره) نقش کلیدی نداشته است. آیت‌ا… هاشمی از سال ۶۲ و پس از فتح خرمشهر به‌دنبال پایان جنگ بود و به همین دلیل به دنبال رویکردی بود که بتواند زمینه پایان جنگ را به وجود بیاورد. با این‌همه، ایران زمانی قطعنامه ۵۹۸ را می‌پذیرد که کشور در وضعیت مناسبی قرار ندارد و هم از نظر اقتصادی و هم از نظر تجهیزاتی در وضعیت قابل قبولی نیست. در نتیجه حضرت امام(ره) نه‌تنها آیت‌ا… هاشمی و بلکه هیچ ‌کس را عامل اصلی پذیرش قطعنامه تلقی نمی‌کنند و با توجه به جمیع جهات به پایان جنگ رضایت می‌دهند. اما اینکه چرا حضرت امام(ره) از اصطلاح جام زهر نام می‌برند، به دلیل این بود که ایشان به دنبال این بودند که حتی یک ثانیه نیز حکومت صدام بر مردم عراق که در مخالفت با دین اسلام بود، ادامه نداشته باشد. و به همین دلیل که ایران نتوانسته بود حکومت صدام را ساقط کند و مردم مظلوم عراق را نجات دهد، عنوان می‌کنند که پذیرش قطعنامه برای ایشان مانند نوشیدن جام زهر بوده است.

منبع: روزنامه آرمان، شماره ۳۴۴۱، شنبه ۱۳۹۶/۷/۲۲

تاریخ درج مطلب: شنبه، ۲۲ مهر، ۱۳۹۶ ۴:۳۹ ب.ظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 56 = 64