درخواست ماندلا از هاشمی رفسنجانی برای ازدواج با سامورا ماچل

روزنوشتهای آیت الله هاشمی رفسنجانی، 23 شهریور سال ۱۳۷۵

طلوع فجر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. خاطرات را نوشتم و گزارش‏ها را خواندم. پیام مستقیم رادیویى به مسلمانان آفریقاى جنوبى دادم. سران و شخصیت‌هاى مسلمان از دانشمندان و ارباب جراید و ائمه جماعات و سران گروه‌ها آمدند. یكى از رؤساى دانشگاه اسلامى خیرمقدم گفت و من هم درباره ارزش همكارى مسلمان‌ها در مبارزات ضدآپارتاید و ضرورت همكارى در رفع تبعیضات اقتصادى صحبت كردم. سپس با همه آنها مصافحه كردم و در جمع خانم‌ها هم عكس گرفتند.
به مقر ریاست جمهورى رفتیم. ابتدا مذاكره خصوصى با آقاى ماندلا داشتیم. مقدارى از خودش دفاع كرد و در مورد روابط با دولت‌هاى استكباری گفت، با دوستان دوران مبارزه صمیمى‌تر است و حاضر نیست، تحمیل‌هاى آنها را بپذیرد. به او گفتم چرا در بحث حقوق‏ بشر در سال گذشته علیه ایران رأى داده‌اند؛ منكر شد، ولى وزیر خارجه‌اش قبول كرد و قرار شد امسال جبران كنند.
با توضیح هزینه‌هاى تبلیغات حزبى، براى مخارج حزب از ما كمك خواست و گفت در سفر قبلی به منطقه، از عربستان 15 میلیون دلار، از امارات 10 میلیون، از مالزی 15 میلیون و از اندونزى 10 میلیون دلار آمریكا كمك گرفته و اكنون 40 میلیون دلار مقروض است. از ما كمك خواست. در گذشته یك میلیون دلار گرفته بود. معمولاً تشكر علنى مى‌كند؛ رد نكردم. قرار شد در سفرى كه به همین منظور خواهد داشت، جواب بدهیم.
در سر میز شام، دیشب از من خواست كه نامه‌اى به بیوه سامورا ماشل بنویسم و بخواهم كه با ازدواج با ایشان موافقت كند. به آقاى [محمد شریف] مهدوى، [سفیر ایران در آفریفای جنوبی] گفتم، اگر جدى است، خواستگارى كند. به جلسه مذاكرات وزراى دو طرف رفتیم. وزیرخارجه‌اش گزارش داد و من و آقاى ماندلا، هر یك صحبت كوتاهى در اهمیت همكارى دو كشور داشتیم. سپس با خواست من موافقت كرد كه خبرنگاران بیایند. همكاران او مخالف بودند. آمدند و چند سئوال مطرح كردند؛ بیشتر از ایشان و جواب‌ها هم به نفع ایران و مواردى علیه آمریكا در عدم توجه به خواست آمریكا در مورد همكارى با ایران بود؛ صراحت خوبى داشت.
ظهر براى اقامه جمعه به مسجد رفتم. دو نفر خیرمقدم گفتند و از انقلاب و من صحبت كردند. من هم صحبت كوتاهى كردم. آقاى مهدوى هم صحبت كرد. اذان و خطبه‌ها در نمازجمعه، هر یك را یكى از آنها انجام داد و مقید بودند كه ساعتى بعد از ظهر نماز بخوانند.
عصر چندین ملاقات با سران احزاب داشتم. سران حزب سفیدپوست‌هاى حاكم قبلى آمدند. ضمن اعتراف به سوءعمل خود در گذشته، از انتقال به دموكراسى اظهارخوشحالى كردند، ولى از نحوه عمل حزب حاكم انتقاد داشتند و به همین جهت از دولت بیرون رفته‌اند و به اپوزیسیون تبدیل شده‌اند. پرسیدم با توجه به اقلیت سفیدها، آیا امیدوارند كه در آینده حاكم بشوند؛ گفتند در درازمدت به خاطر سوءاعمال این حكومت، آرای آنها زیاد خواهد شد.
سران حزب رادیكال سیاه‌ها آمدند. از عملكرد حزب ماندلا كه حاضر نیستند اصلاحات ارزى و تقسیم ثروت كنند، انتقاد داشتند و به صورت اغراق‌آمیزى از تأثیر انقلاب اسلامى بر مردم آفریقاى جنوبى گفتند، با ایجاد امید و تعاون و سپس پیروزى. سران حزب اینكاتا آمدند كه رییس آن وزیر كشور است. آنها هم از عملكرد حزب ماندلا انتقاد داشتند و گفتند، آقاى دكلبرك از آنها خواسته كه با هم از دولت بیرون بروند كه نپذیرفته است. شرح مبسوطى از مواضع حزبش داد. من هم به او گفتم كه مصلحت نیست با خروج از دولت، نهضت سیاهان را تضعیف كنید. همه آنها افرادى از هندى‌ها و رنگى‌ها را با خود آورده بودند.
رهبر حزب مخالف پان افریكن آمد. از وضع حقوق بشر در ایران هم سئوال داشت. نخست‏ وزیر ایالت خالته آمد. گزارشى از وضع ایالات و مجلس و دولت محلى به مركزیت ژوهانسبورگ دادند. به تدریج كارها را از سفیدها مى‌گیرند. سپس در جمع خبرنگاران رفتیم و به سئوالات فراوان آنها پاسخ دادم؛ خسته شدم.
به شهر ژوهانسبورگ رفتیم. در مسیر، آقاى مهدوى توضیحات مى‌داد. ساختمانى كه انگلیسى‌ها براى رضاشاه تهیه كرده بودند و سپس دولت [ایران] خریده، 12 هزار مترمربع زمین دارد؛ جاى خوبى است. دو اتاق مخصوص و حمامى كه در آن [رضاشاه] مُرده است و ایوانى كه قدم مى‌زده و القاب اعلیحضرت قدرقدرت را به مسخره مى‌گفته، بازدید هم كردیم. نماز خواندیم و شام خوردیم. جمعى از ایرانیان مقیم اینجا هم بودند. به مقرمان در پروتوریا برگشتیم.
در ملاقات با سران احزاب دو نكته جالب بود: 1 – اینكه همه آنها احترام و اهمیت براى ایران قایل بودند كه مواضع خودشان را براى قانع كردن من توضیح بدهند. 2 – همگى با حزب A.N.C آقاى ماندلا مخالفت دارند. 3- سرانجام اینكه آزادى واقعى‌ هم اینجا محسوس است.

تاریخ درج مطلب: دوشنبه، 24 شهریور، 1399 12:56 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات مشاهیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *