روایت دکتر صالحی از آغاز مذاکرات محرمانه هسته ای ایران و آمریکا در عمان

علی اکبر صالحی در گفت و گوی مفصل با ماهنامه دیپلمات به بیان جزئیات ناگفته ای از چگونگی آغاز مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا و روایت دیدار با رهبری در همین زمینه پرداخت. وی ضمن پرداختن به چگونگی آغاز و انجام مذاکرات، به دیدگاههای احمدی نژاد و جلیلی و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در رابطه با مذاکرات محرمانه زیر نظر وزارت خارجه اشاره کرد و گفت که به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی در مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا توافق شد.
بخش هایی از این مصاحبه مفصل در ادامه می آید:
اواسط سال ۹۰، اولین باری که مطلع شدیم آمریکایی ها علاقمند هستند درخصوص مسائل هسته ای مذاکرات دوجانبه ای به صورت محرمانه با ما داشته باشند، معاونت کنسولی ما، جناب آقای قشقاوی سفری به عمان داشتند . فردی عمانی به نام آقای سالم (مشاور سلطان) به یکی از همراهان آقای قشقاوی (یکی از مدیران ایشان) اعلام میکند که آمریکاییها علاقمندند در مسائل هسته ای با شما مذاکرات دوجانبه داشته باشند.
بعد از اینکه نامه وساطت سلطان قابوس به رهبر انقلاب رسید، نزد ایشان رفتم و گفتم: «حضرت آقا با توجه به اینکه چند سال است از طریق ۱+۵ مذاکره میکنیم و عملا به نتیجه ای نرسیده ایم، حالا با توجه به اینکه عمان نیز اعلام آمادگی کرده و تجارب نیز نشان داده که عمان واسطه مورد اعتمادی است، اجازه دهید در راه مذاکره دوجانبه با آمریکا قدم برداریم.» ایشان به گذشته آمریکا اشاره کردند که آمریکا قابل اعتماد نیست. گفتم که اجازه دهید از باب اتمام حجت این کار را بکنیم، اگر به نتیجه رسیدیم که هیچ و اگر نه، در همین وضعیت خواهیم بود. در نهایت ایشان بزرگواری کردند و فرمودند مخالفتی نمیکنند.
رهبری ۴ شرط گذاشتند. یکی از شروط این بود که این مذاکره در سطح پایینتر از وزیر امور خارجه انجام گیرد. یعنی وزرای خارجه دو کشور با هم ملاقات نداشته باشند. دیگر اینکه، مذاکره برای مذاکره نباشد، مثل مورد ۱+۵ که سالها مذاکره کردیم و بعد بخواهند سوء استفاده کنند. دیگر اینکه مذاکره فقط درخصوص مسائل هسته ای باشد نه درخصوص روابط سیاسی و مانند آن. شرط چهارم را اجازه دهید نگویم. چون اگر بگویم، درباره آن سوال میکنید!
آقای دکتر احمدی نژاد هم خیلی راغب به مذاکره نبود ولی مانع هم نبود. اما اینکه بگوییم مشوّق باشند، نبودند. میگفتند: «آقای صالحی! حواست را جمع کن. موضوع پیچیده است و ممکن است صدمه ببینی.» برادرانه نصیحت میکرد که امری پیچیده است و حواسم باشد که راه خطرناکی است. به هرحال مشوّق نبودند، اما مانع هم نبودند.
دبیرخانه شورای امنیت ملی (جلیلی) خیلی نظر مثبتی نسبت به این رویکرد نداشتند. میگفتند آمریکاییها قابل اعتماد نیستند و مذاکره با آمریکا مذاکره با ۱+۵ را زیر سوال میبرد. برخی نیز نگاه سیاسی داشتند. شایعاتی در مورد قصد بنده برای نامزدی ریاست جمهوری مطرح شد اما بنده صادقانه گفتم که خود را شایسته چنین مقامی نمیدانم.
دوستان (جلیلی) در دبیرخانه گفتند اگر آمریکاییها راست میگویند، بیایند در آلماتی ذره ای انعطاف نشان دهند. آن موقع آلماتی یک و دو نبود، آلمآتی برای اولین بار. نمیدانستیم دوبار آلماتی پیش میآید. گفتیم: «اگر آنها انعطاف نشان دهند، برای شما حجتی خواهد بود که بعد ملاقاتهای ما تسهیل شود؟» گفتند:« بله.» ما هم از طریق عمانیها با آمریکاییها تماس گرفتیم. آمریکاییها در آلماتی انعطاف نشان دادند و پس از آن بود که برای اولین بار آقای جلیلی و خانم اشتون مثبت صحبت کردند و گفتند قدم خوبی برداشته شده که باعث امیدواری است. ما خوشحال شدیم که بالاخره کاری انجام شد.
وقتی میخواستیم برای جلسه دوم مذاکرات حضوری با آمریکاییها برویم، باز با ناهماهنگیهایی مواجه شدیم، گرچه سرانجام به زور رفتیم. به آقای دکتر گفتیم که باید برویم و رفتیم دیگر. گفتیم اگر نرویم اعتبار جمهوری اسلامی در خطر قرار میگیرد. شرایط بسیار سختی بود. همه میگویند: «تو چطور تحمل کردی؟» خلاصه رفتیم و عزیزان هم کمی ناراحت شدند.
نامه دوم سلطان قابوس خطاب به احمدی نژاد بود و آن بیان یک خبر بود با این مضمون که «جناب آقای دکتر احمدینژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، نماینده آمریکا و نماینده ایران نزد من بودند و آمریکاییها اعلام کردند که غنیسازی شما را به رسمیت میشناسند.»
منبع: خبرآنلاین، به نقل از شماره دوم ماهنامه دیپلمات

تاریخ درج مطلب: دوشنبه، ۱۶ آذر، ۱۳۹۴ ۱۲:۲۶ ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 9 =