روایت نویسنده از “مستندترین روایت از زندگی امام خمینی”

هدایت‌ا… بهبودی، زاده تبریز در سال ۱۳۳۹ است؛ اما تحصیلاتش را در تهران به پایان برده. همه علاقه‌مندان به کتاب، به ویژه آن‌ها که به مطالعه زندگی نامه‌ها علاقه دارند، او را با کار پیشینش، یعنی «شرح اسم» می‌شناسند؛ اما سابقه او در عرصه فرهنگ و ادبیات، خیلی بیشتر از این‌هاست. بهبودی در سال ۱۳۶۵، وارد دانشگاه تهران شد و در رشته تاریخ تحصیل و نخستین فعالیت‌های نویسندگی را، در قالب روزنامه‌نگاری، در روزنامه‌های جمهوری اسلامی و تهران تایمز تجربه کرد؛ اما در سال ۱۳۶۷، قید روزنامه‌نگاری را زد تا با مرتضی سرهنگی، دفتر ادبیات و هنر مقاومت را در حوزه هنری تأسیس کند. او سه سال پیش، بازنشسته شده است. وقتی از او درباره سابقه تاریخ‌نگاری‌اش پرسیدم، گفت: علاقه‌ام به تاریخ‌نگاری از دوران تحصیل در دانشگاه تهران آغاز شد و در همان دوره، دو کتاب «ادبیات در جنگ‌های ایران و روس» و «ادبیات نوین ایران پیش از نهضت مشروطه» را نوشتم و منتشر کردم؛ دو کتابی که هنوز هم برای آن ها اهمیت زیادی قائلم! بهبودی می‌گفت که تا پیش از انتشار کتاب «شرح اسم» که فقط یک سال را صرف نگارش آن کرده، او را به خاطر کارهایی که در زمینه ثبت خاطرات هشت سال دفاع مقدس انجام داده است، می‌شناختند. آن‌چه در پی می‌آید، گفت‌وگوی روزنامه خراسان با هدایت‌ا… بهبودی است؛ به مناسبت انتشار آخرین کتابش، «الف لام خمینی» که نگارش آن، چهار سال به طول انجامید.

چطور شد که به سراغ نگارش زندگی نامه امام(ره) رفتید؛ در حالی که پیش از آن هم، کارهایی در این زمینه انجام شده بود؛ مثل «زندگی نامه سیاسی امام خمینی(ره)» که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد. منظورم این است که چه کمبودی در این زمینه، باعث شد فکر نگارش «الف لام خمینی» به ذهن شما خطور کند؟

این انتخاب و نگارش، یک مسئله شخصی و فردی نبود. نوشتن کتاب‌هایی مانند «شرح اسم» و «الف لام خمینی»، موضوعی نیست که فرد بتواند در تنهایی خودش، تصمیم به انجام آن بگیرد و سپس فکرش را عملی کند. انجام چنین کارهایی به یک ریل‌گذاری طولانی نیاز دارد که آن هم به جمع‌آوری اسناد و مدارکی که در مورد این شخصیت‌ها وجود دارد، مربوط می‌شود. به دیگر سخن، یک فرد به تنهایی، قدرت این کار را ندارد که به همه اسناد مورد نیاز که در سازمان‌ها و مؤسسات مختلف نگهداری می‌شود، دسترسی پیدا کند. مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، در برنامه کاری خودش، موضوع نوشتن زندگی نامه حضرت امام(ره) و همچنین، رهبر انقلاب را گنجاند و سپس انجام کار را به من پیشنهاد کرد و من هم پذیرفتم و خوشبختانه به مرحله انجام رسید. ذکر این نکته ضروری است که پیش از نگارش این کتاب، تقریباً درباره حضرت امام(ره)، زندگی نامه به معنای واقعی کلمه نداشتیم. غیر از کاری که آقای محمدحسن رجبی انجام داده بود و شما هم از آن نام بردید و همین‌طور نوشته‌ای از آقای سیدحمید روحانی زیارتی با عنوان «زندگی نامه پیشوا» که پیش از انقلاب در نجف منتشر شد، تقریباً کار دیگری در این زمینه انجام نشده بود. البته در مورد تاریخ نهضت اسلامی، کتاب‌های متعددی نوشته شده است و برخی گمان می‌کنند که می‌شود این قبیل کارها را به عنوان زندگی نامه حضرت امام(ع) هم، در نظر گرفت؛ در حالی که چنین نیست. نگارش زندگی نامه که یکی از زیرشاخه‌های تاریخ‌نگاری محسوب می‌شود، اسلوب و روش خودش را دارد. منظور ما از زندگی نامه، یک کار تاریخیِ روشمند و حرفه‌ای است. یکی از دوستان نقل می‌کرد که در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، در سال جاری، به غرفه مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) مراجعه و درخواست کتابی درباره زندگی ایشان کرده است. فرد متصدی هم، پس از جست‌وجو، جزوه کوچکی را با عنوان زندگی نامه، به دوست ما ارائه کرده بود که اصلاً نمی‌شد نام «زندگی نامه» روی آن گذاشت. بنابراین، ما در این زمینه، با کمبود نسبتاً زیادی روبه‌رو بودیم. به همین دلیل، معتقدم که «الف لام خمینی» کاری تکراری و راهی طی شده نیست. افزون بر این، نباید فراموش کنیم که چنین آثاری هم، باید هر چند سال یک بار، با توجه به انتشار اسناد و اطلاعات جدید، تکمیل شود. هر نسلی حق دارد با توجه به اسناد و اطلاعات تازه‌یاب، تاریخ گذشته خودش را بنویسد. یکی از عرصه‌های تاریخ‌نویسی هم، همین زندگی نامه نویسی است. خب! ۱۰ یا ۱۵ سال دیگر، فرد دیگری می‌آید و «الف لام خمینی» را به عنوان پایه کار خودش قرار می‌دهد و بر اساس مطالب و اسناد موجود در این کتاب، کاری بهتر و جدیدتر را ارائه و این سیر نگارش و تولید، همچنان ادامه پیدا می‌کند.

به نظر شما، «الف لام خمینی» از چه ویژگی‌هایی برای جذب مخاطب برخوردار است؟

البته این پرسش را باید خوانندگان کتاب پاسخ بدهند و نظر آن‌ها، ثاقب‌تر و به درستی نزدیک‌تر است. اما اگر بخواهم درباره ویژگی سبک کاری‌ام در این اثر اظهار نظری کرده باشم؛ باید بگویم که سعی کردم، ضمن حفظ وفاداری به حقایق تاریخی و توجه به مستندات در جمله به جمله کتاب، متن را از قالب نسبتاً خشکی که عامه مردم را از روبه‌رو شدن با آثار تاریخی منصرف می‌کند، دور نگه دارم. سعی کرده‌ام در کارم، با بهره‌گیری از شیوه‌های ادبی در نگارش تاریخ، خواندن کتاب را برای خواننده، آسان‌تر کنم. البته منظورم از شیوه‌های ادبی، نثر ادبی سنگین و آهنگین نیست؛ منظورم استفاده از شیوه‌های روایی است که در سبک‌های مختلف ادبیات داستانی و غیر آن دنبال می‌شود. افزون بر این، در روایت کردن وقایع، سعی کرده‌ام که صفر تا صد واقعه را، در یک بخش و یک‌جا، به خواننده عرضه نکنم؛ به این معنا که یک واقعه را به چند قسمت زمانی تقسیم کردم و هر قسمت را در زمان مربوط به خودش گنجاندم. البته مدعی نیستم که این کار، یک روش ابداعی است، اما متن را برای خواننده، ساده‌تر و دلچسب‌تر می‌کند.

در مراحل تحقیق و تدوین کتاب از چه منابعی استفاده کردید و در این عرصه، با چه چالش‌ها و دشواری‌هایی روبه رو بودید؟

بیشتر اسناد و مدارکی که برای تدوین این کتاب استفاده می شد، گزارش‌ها و اخباری بود که عمدتاً از اوایل دهه ۱۳۴۰، در بایگانی‌های ساواک و همچنین، بایگانی شهربانی کل کشور نگهداری می‌شد. این اطلاعات، تقریباً بدنه اصلی کار را تشکیل داد. خاطراتی که بعد از انقلاب درباره ایشان، چه از زبان هم‌دوره‌ای‌های حضرت امام(ره) به مقدار کمتر و چه از زبان شاگردان ایشان، به مقدار بیشتر، منتشر شده بود هم، استفاده شد. به دیگر سخن، در تحقیق و پژوهش، همه اسناد و اطلاعات، اعم از اطلاعات موافقان و مخالفان امام(ره)، بررسی و سعی شد هیچ سند و گزارشی از دست در نرود. اولین و مشکل‌ترین کاری که من، مانند هر مورخ دیگری، با آن روبه‌رو شدم، راستی‌آزمایی اطلاعات به دست آمده بود؛ چون هر گزارشی قابل پذیرش نیست و به هر روایتی، نمی‌توان راحت اعتماد و اطمینان کرد. باید برای تأیید گزارش، قرینه‌ای مناسب می‌یافتم و این، سخت‌ترین بخش کار بود. چالش بعدی که در نگارش کار با آن روبه‌رو بودم، فقدان یا وفور اطلاعات در بازه‌های تاریخی مختلف بود. در مقدمه کتاب هم به این موضوع اشاره کرده‌ام که در بخش نخست زندگی حضرت امام(ره)، یعنی از هنگام تولد تا آغاز نهضت اسلامی، با خلاء جدی اطلاعات مواجه هستیم؛ چون اولاً، ایشان هیچ حرف و صحبتی درباره این بخش از تاریخ زندگی‌شان نزده‌اند و ثانیاً، اطلاعاتی که دیگران نیز، درباره این بازه تاریخی ارائه کرده‌اند، فراوان نیست. اما از سال ۱۳۴۱ به بعد، یعنی از زمانی که مبارزات حضرت امام(ره) اوج می‌گیرد، با انبوهی از اطلاعات و اسناد روبه‌رو می‌شویم؛ چون حضرت امام(ره)، از این دوره به بعد، آرا و دیدگاه‌های خودشان را به جامعه عرضه می‌کنند و درباره وقایع به اظهار نظر می‌پردازند. این دو مسئله، یعنی کمبود یا وفور اطلاعات در یک بازه تاریخی، هر کدام سختی خودش را دارد. مورخ باید بتواند یک متن موزون و مهندسی شده را، با وجود مواجهه با این مسائل، بنویسد و عرضه کند و کار او، طوری نباشد که خواننده احساس کند متن در یک قسمت، حرفی برای گفتن ندارد و در جای دیگر، به دلیل میزان مطالب، از نظر ارائه اطلاعات، به مرز انفجار رسیده است!

عنوانی که برای کتاب انتخاب کرده‌اید، یعنی «الف لام خمینی»، عنوانی جذاب و در عین حال، خاص است. این عنوان، چطور به ذهن تان رسید؟

همان‌طور که در مقدمه کتاب نیز توضیح داده‌ام، معتقدم که نباید برای عنوان زندگی نامه شخصیتی مانند حضرت امام(ره)، از یک اسم یا عبارت ساده، معمولی و مستعمل استفاده کرد. نگارش کتاب «الف لام خمینی»، چهار سال طول کشید و من، از ابتدا در فکر انتخاب عنوان بودم. روزی بر من نگذشت که به این موضوع فکر نکنم. گاهی حتی هنگام خواب و استراحت یا تلویزیون نگاه کردن هم، به دنبال یک تعبیر نو و بدیع، برای عنوان کتاب می‌گشتم. بنابراین، انتخاب نام برای کتاب، یک امر آنی و ناگهانی نبود؛ یعنی عنوان کتاب را به صورت لحظه‌ای انتخاب نکردم. چند اسم را برگزیدم و کنار هم گذاشتم؛ تا این‌که «الف لام خمینی» را بر اساس سلیقه فردی و برهان و ادله‌ای که در ذهن داشتم، برگزیدم که خوشبختانه با استقبال هم روبه‌رو شد.

تاریخ درج مطلب: سه شنبه، ۶ شهریور، ۱۳۹۷ ۱:۳۲ ب.ظ

دسته بندی: خاطرات فرهنگی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 1 =

چندرسانه‌ای