ناگفته های محمد رویانیان از پرسپولیس

محمد رویانیان در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم خیلی از ناگفته‌هایش از مدیریت پرسپولیس را به زبان آورد و در برخی موارد هم سعی کرده به خاطر حفظ حرمت‌ها سکوت اختیار کند و اشاره کوچکی داشته باشد. در زیر گزیده‌هایی از صحبت‌های رویانیان را می‌خوانید.

* چون پلیس بودم برای آمدن به پرسپولیس فقط یک «پرس» کم داشتم!

* تنها تجربه ورزشی‌ام قبل از آمدن به پرسپولیس این بود که رئیس جمهور وقت قصد داشت مرا به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی انتخاب کند، اما در نهایت علی سعید‌لو برای این پست انتخاب شد.

* احمدی‌نژاد عنوان ژنرال را به من داده بود.

* وزیر ورزش وقت سه روز به من اصرار کرد تا مدیرعامل پرسپولیس شوم، اما نپذیرفتم.

* استانداری را قبول نکردم و گفتم کار من نیست، اما با این حال مجبور شدم وارد فوتبال شوم و پرسپولیس را از بحران خارج کنم.

* مقابل قبله قرار گرفتم و گفتم خدایا از الان در پرسپولیس هستم.

* اگر بگویم فلان بازیکن که از او به عنوان اسطوره تعصب نام برده می‌شود چطور راضی به آمدن به پرسپولیس شد و بعد به ماندن رضایت داد، تعجب می‌کنید.

* با قلعه‌نویی از قبل رفاقت داشتم، اما به او پیشنهاد رسمی برای پیوستن به پرسپولیس ندادم و فقط گفتم بیا اینجا هدایت تیم را برعهده بگیر!

* خودم دوست داشتم برنو متسو را بیاورم، اما پیشکسوتان و علی پروین به مانوئل ژوزه رأی دادند.

* ژوزه ۲۳ جام در کارنامه‌اش داشت و یک انتخاب خیلی خوب برای پرسپولیس بود.

* نمی‌خواستم تیم با آن همه ستاره و بازیکن خوب را به مربی داخلی بسپارم.

* تیم را با دنیزلی بستم و همه تلاشم را کردم تا او به کارش ادامه دهد، اما نیامد تا بزرگ‌ترین ضربه را از این اتفاق بخوریم.

* بعضی‌ها که حرف از تعصب و اسطوره بودن می‌زنند یک چاقو و چنگال‌شان را به پرسپولیس ندادند، اما من منزلم را دادم.

* از بازیکنان خواهش کردم به خاطر هواداران تحصن خود را بشکنند، اما راضی نشدند و مرا مجبور کردند تا خانه‌ام را بفروشم.

* در جریان دادن بنز و پورشه توسط باشگاه به برخی بازیکنان نبودم و این موضوع ارتباطی به من نداشت.

* سه سال مدیرعامل پرسپولیس بودم، اما یک ریال از این باشگاه حقوق نگرفتم.

* وقتی پول بازیکنان را دادم به آنها گفتم دیگر نمی‌خواهم روی‌تان را ببینم و دیگر هم ندیدم.

* غیر از منزلم ۲۰۰ متر زمین در پرند به باشگاه پرسپولیس دادم.

* مدیران قبلی پرسپولیس پول ژوزه و مالیات دایی را از عمد ندادند تا هم پول قرارداد ژوزه چند برابر شود و هم اینکه دایی ناراحت شده و کل پول قراردادش را بگیرد.

* خدا گواه است ژوزه را از داخل تیم و تیم ملی زدند و شبانه او را فراری دادند.

* هشت بازیکن در تیم ملی داشتیم که وقتی از نزد کی‌روش برمی‌گشتند از ژوزه تنفر داشتند.

* ژوزه دو ماه علی کریمی را اخراج کرد تا تیم درست شود، اما باز نتیجه نگرفتیم.

* احمد‌ی‌نژاد فشار آورد که دایی سرمربی پرسپولیس نشود.

* وزیر وقت ورزش به سیاسی گفته بود اگر عرضه نداری دایی را برداری کاری کنم تا در ورزشگاه با سنگ او را بزنند. او حتی گفته بود با ۱۰۰ میلیون می‌تواند سکوها را علیه دایی کند.

* به پروین گفتم تو بیا تا انتخاب سرمربی پرسپولیس هدایت تیم را برعهده بگیرد. اول قبول کرد، اما صبح فردا گفت نه سردار، کامنت‌هایی بدی برایم گذاشتند!

* به گل‌محمدی گفتم بمان، پشتت هستم، اما چهار صبح استعفا کرد.

* از مهدوی‌کیا ناراحتم، اما بازی کردن او در فینال جام حذفی ارزش این را داشت که قهرمانی را از دست بدهیم.

* از علی دایی انتظار داشتم بحران تیم را جمع کند تا من مجبور به فروش خانه‌ام نشوم.

* علی‌اکبر طاهری هشت بار از من شکایت کرد در حالی که من خانه و زمینم را در پرسپولیس از دست دادم و الان مستاجرم

تاریخ درج مطلب: جمعه، ۲ آذر، ۱۳۹۷ ۱۲:۵۵ ق.ظ

دسته بندی: خاطرات ورزشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× 7 = 70

چندرسانه‌ای