من فرنگیس ۱۸ سال داشتم!

ورودی‌های شهر پر شده بود از سربازان عراقی که ابایی نداشتند زندگی تعدادی آدم بی‌گناه را به نیستی و خانه

ادامه مطلب

ماجرای یک عکس معروف از شهید همت؛ لبخند ابراهیم!

بهترین عكسم شاید همان تصویری باشد كه از شهید محمد ابراهیم همت و لبخندش به ثبت رساندم. من وصف شهید

ادامه مطلب

روایت حمید داوودآبادی از اخراجیهای جنگ!

تمام وقایع دوران دفاع مقدس از تلخ و شیرین باید به موقع و حقیقی گفته شود. باید جوان امروز بداند

ادامه مطلب

روایت حمید داوودآبادی از تاثیری که مطالعه خاطرات دفاع مقدس بر مخاطب گذاشته؛ از شیعه شدن یک خانم تا گریه های پروفسور آلمانی!

آنچه میخوانید بخشی از گفتگوی حمید داوودآبادی، نویسنده دفاع مقدس، با خبرگزاری دفاع پرس است: آیا با کسانی مواجه شده‌اید

ادامه مطلب

خاطرات یک بانوی پزشک از جنگ؛ ماندگارترین لحظه مداوای پسر مجروحم بود!

روزنامه جوان نوشت: با شروع جنگ، زنان در همان ماه‌های آغازین دفاع‌مقدس در خطوط مقدم جنگ در چند قدمی دشمن،

ادامه مطلب

«وقتی خبر شهادت دومین فرزندش را شنید»

رفتم به معراج شهدا، شهدا را ترخیص کردم. برگشتنی در خیابان خاقانی، به ستاد خبری شهدا سر زدم. خدابیامرز «شهید

ادامه مطلب

شهید رعیت به روایت همرزمانش؛ اجر جانبازی، آزادگی و شهادت هر سه نصيب او شد!

روستایی كوچك در كاشان به نام یزدل، زادگاه یكی از شهدای خاص و بزرگ دفاع مقدس است. شهید غلامرضا رعیت

ادامه مطلب

روايت امدادگران هلال احمر از قطار بيمارستانی حامل مجروحان جنگی؛ مقصد این قطار منطقه ایثار بود!

پسرهای كوچه ما ٥ نفر بودند. عصرهای تابستان، می‌رفتند «جنگ بازی». سلاح‌شان، سنگ‌های كف كوچه بود و شاخه‌های درخت گردو.

ادامه مطلب

چندرسانه‌ای