“رهبری موافق نیست تیپ بچه های سالم مذهبی که منتقد یا مخالف ایشانند، گرفتار شوند‌.”

علی صارمیان، به قول خودش “یک روزنامه نگار خود بازنشسته” در صفحه شخصی اش نوشت:

این روزها که در آستانه تحولاتی در جامعه هستیم، میخواهم چند سطری از خاطره یکی از شهروندان این کشور برایتان تعریف کنم. بعد از آن در نقد مقاله دکتر حجاریان که فرموده اند که انتخابات قابل پیش بینی و (قطعا شبیه مجلس به ریاست آقای قالیباف خواهد بود) و بنده معتقدم رهبری مانع آن خواهد شد و انتخابات پرشور و حداکثری خواهیم داشت، عرضه خواهم کرد و حواله ما به بهار ۱۴۰۰، که من خوشبین پیاده دچار اشتباه بودم یا حضرتعالی که از نخبگانید و پیش بینی تان را احتمالا همه نومیدانه قبول خواهند کرد. اما چرا برای جنابعالی می گویم، چون در مناظره با علی علیزاده انصاف و درک از افراد غیر خودتان را دیدم. بقیه که در جواب هر تحقیری، ناسزایی می گویند‌. اما حکایت: سال ۸۸ در کنار افراد تاثیر گذار و نخبه و سیاسی طیف اصلاحات که دستگیر شدند، یک بی نوای معتقد به نظام را هم اخیه می کنند. در آن چند روز گرفتاری سیلی هم نوش جان می کند‌. بازجوی خوب می گوید که چرا شما که به رهبری علاقه دارید با اینها هستید. بازجوی بد می گوید شما منافقید. به هرحال دو سه روزی بعد با احترام ردش می کنند. بازجوی بد می گوید که ما شما را تغییر ژنتیک می دهیم. بازجوی خوب ساکت است‌. او می پرسد چرا ما را رها کردید. بازجوی خوب می گوید که رهبری موافق نیست تیپ بچه های سالم مذهبی که منتقد یا مخالف ایشانند، گرفتار شوند‌.

بدبختی زیاد هم هستید‌ چندین میلیون طرفدار میرحسین. آقای تاجزاده فکرش را بکنید، در این کشور که می شود یک نفر را گرفت و نیم کیلو تریاک به پرونده اش بست یا گفت جاسوس است یا برایش حکم برید که فاسق است یا هرچه، رهبری مواظب این طیف باشد. این یعنی امید به اینکه آن طیف لااقل در درستی و سلامتشان تردید نمی شود. کسی هست که مواظب باشد به طرف بی اعتقادی نروند. البته برای گروههایی از نظام و مخالف نظام این حرفها کشک است. اعتقاد یعنی چه؟ اخلاق یعنی چه؟ النصر لمن الغلب‌. اما اشکالی دارد که این طیف به گفته آن آقای بازجو چندین میلیون علاقمند به میرحسین هستند و در عین نقد به رهبری، تعرض کلامی به او ندارند و گلایه می کنند که مگر ما از مادری دیگر هستیم، صدایشان مستقل از اینهمه روشنفکر لاییک یک خطی تویتر باز باشد؟ این طیف می گوید که آن نگاه رهبری را باید توسعه داد‌. باید کینه نگرفت. باید به ادب با او سخن گفت. او کسی است که روزانه از مراکز و اشخاص مختلف برایش از ما بدگویی می کنند. مصلحی همین روزهاست که پیدایش شود و بگوید فتنه ۱۴۰۰ در راهست. به نظرم هرکس با اینهمه گزارشات مختلف و فشار، تصمیم می گرفت که چشمش را بر هر ندای حقی ببندد. اما تهش اینست که حتی در آن بلبشوی ۸۸ اجازه نمی دهد یک طیف گسترده آسیب ببینند. کهریزک را جنایت می خواند. چرا ما برای خوش آمد آنها که وبسکی شان را می خورند و هرروز به رهبری ناسزا می گویند، یا با حزب بعث برای برانداختن خمینی همکاری کرده، این نگاهمان را کتمان کنیم؟ ما کجایمان با این طیف همخوان است؟ نتایج آنها نه حقوق بشر است نه تصحیح حکومت. آنها بردگان نفرتی هستند که دلایلی دارند تا گور آن را نزد خود نگه دارند. ما چرا مستحیل در آنها شویم. چنانچه در علم الهدی و صدیقی نمی شویم. مجیز گو کم ندارد رهبری‌. فت و فراوان. اما انصاف را هم از ما طلب می کند. امیدوارم این سرمایه را برای آشتی ملی پاس بداریم. 14 بهمن ۹۹

تاریخ درج مطلب: یکشنبه، ۱۹ بهمن، ۱۳۹۹ ۵:۵۰ ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.