روایت رسول جعفریان از دیدار با آیت الله صافی؛ از صحبت درباره حمله مغول تا نظر آیت الله درباره سید جمال و نواب و مهدویت.

امروز جمعه 10  اردیبهشت 1395 برای عرض ادب و احترام خدمت آیت الله العظمی صافی (زید عزه العالی) همراه دوست عزیز جناب استاد معراجی، در ساعت یازده و نیم خدمت شان رسیدم. نسخه ای از چاپ جدید تاریخ تشیع در ایران را همراه با نسخه ای از کتاب عطائیه و نیز اخبار مغول خدمت شان تقدیم کردم. به مناسبت، بحثی در باره حمله مغولان به بغداد و نقش خواجه نصیر شد. اشعار سعدی را در باره سقوط بغداد از حفظ خواندند. «آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین / بر زوال ملک مستعصم امیر المومنین» «کرکسانند از پی مردار دنیا جنگجوی / ای برادر گر خردمندی چو سیمرغان نشین». بحث در باره رفتار سلطان محمد خوارزمشاه شد و این که اول ناصر اینها را دعوت به سمت کرد که البته ریشه در رفتار بد خوارزمشاه داشت.  بعد از آن در باره عطائیه سخن به میان آمد. گویا قبل از آن کتاب اخبار نجف را می دیدند. سوال فرمودند: شما در باره سید جمال چه نظری دارید؟ عرض کردم حضرت عالی بهتر می دانید. ایشان گفتند علما در باره وی هیچ گاه نظر مساعدی نداشته اند. کارهایی کرده است، اما به هر حال مسائلی هم هست و زیاد جای تعریف ندارد. عرض کردم حذابیت خاصی داشته و برای نمونه صاحب آثار العجم «بسمل» در مقدمه دیوان از شیفتگی خود در همان دیدار اول می گوید.

دیدار رسول جعفریان با آیت الله صافی
دیدار رسول جعفریان با آیت الله صافی

من ادامه دادم: نواب هم جذابیت خاصی داشت. نظر حضرت عالی در باره ایشان و رابطه شان با آقای بروجردی چیست؟ ایشان گفتند اینها اشتباهاتی داشتند اما آدم های خوبی بودند. در قم علیه آقای بروجردی کار کردند اما به هر حال بچه های مسلمانی بودند. خوب ایشان هم آنها را از فیضیه بیرون کرد. در باره اعدامشان پرسیدم. ایشان گفتند که شاه خیلی به سرعت اعدام کرد. گویا اینها را فریب دادند که اعتراض به حکم نکنید شما را عفو می کنند. وقتی اعتراض نکردند و نوشتند، بلافاصله اعدامشان کردند. قدری در باره بابیه صحبت شد. من عرض کردم واقعا بابیه یعنی ازلیه از نظر اعتقاد دینی چطورند؟ البته الان دیگر بابی  یا ازلی به آن معنا نداریم. اینها با بهائیه خیلی فرق دارند. ایشان فرمودند اینها یعنی ازلی ها در باب باب، نظر بابیت دارند که خوب یک جوری نفی امام زمان است. عرض کردم: به خدا و پیغمبر ما باور دارند. گفتند بله. ولی خوب در باره امام زمان (ع) و مسائل مربوط به آن مشکل دارند. عرض کردم شاید مثل [ازلی ها] مثل  شیخیه باشند. ایشان گفتند اینها بودند که ناصرالدین شاه را کشتند. سید جمال هم با اینها بود. اما این که بگوییم رسما بابی یعنی ازلی بوده یا نه معلوم نیست. حضرت آیت الله کتاب اخبار نجف را که به تازگی آقای موجانی و… آن را منتشر کرده اند دستشان بود. فرمودند اطلاعات قابل توجهی در این دو جلد هست و همین طور در باره سید جمال. بعد گفتند حواستان باشد، بالاخره علمای گذشته، بزرگان هم اشتباهاتی داشته اند. دیگران هم. نباید به خاطر اشتباهی که کسی سی چهل سال قبل کرده و خدا هم آنها را بخشیده، برای کسی آبرویزی درست کرد. ایشان از این موبایل و ابزارهای جدید به این خاطر که کشف حجاب از خطاهای دیگران می کند که روا نیست، خیلی گلایه مند بودند و می گفتند آدم های بزرگی هستند که خیلی کارهای خوب کرده اند، خوب اشتباهاتی هم داشته اند، در نوشته ها خیلی سراغ این موارد نروید. حساسیت ایشان روی آبروریزی بود. عرض کردم الان بحثی در باره تشهیر هست که مجرمان را اگر آبرویشان را ببرند، می گویند سبب کم شدن جرم می شود. ایشان در این باره موافق نبودند مگر یک جهت خاصی داشته باشد. قدری هم در باره مهدویت بحث شد. ایشان اشاره ای به خطبه امام علی در نهج البلاغه کردند که بحث در این باره واقعا سخت است. مهدویت از یک طرف امری غیبی است اما واقعا صحبت کردن در باره آن مشکل هم هست. بعد اضافه کردند حالا که برخی هستند از این مساله قصد فتنه هم دارند و … عرض کردم چه کسانی؟ گفتند به هر حال کسانی که خودشان را خیلی چنین و چنان هم می دانند. ایشان فرمودند واقعا وارد شدن به این بحث سخت است و لذا امیر المومنین فرمودند: ما اطول هذا العناء و ابعد هذا الرجاء. دیدار بسیار خوبی بود. تسط ایشان بر متون، قدرت حافظه، دقت نظر و توجه به جنبه های مختلف بحث عالی بود، مثل همیشه. فرمودند که من حال خوبی ندارم اما وقتی صبحت آمدن شما شد، خواستم شما را ببینم.

منبع: کانال تلگرام رسول جعفریان، @jafarian1964

تاریخ درج مطلب: یکشنبه، ۹ آبان، ۱۳۹۵ ۳:۲۴ ق.ظ

دسته بندی: خاطرات فرهنگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *