یک شهید یک خاطره؛ آخرین وداع شهید با مادر با پیراهن مشکی
گام در پاشنه در گذاشت تا بیرون برود، اما سر برگرداند و گفت: – «مادر! پیراهن سیاهم را بیاور.» متعجب
بیشتر بخوانیدگام در پاشنه در گذاشت تا بیرون برود، اما سر برگرداند و گفت: – «مادر! پیراهن سیاهم را بیاور.» متعجب
بیشتر بخوانید