سخنرانی شهید بهشتی در ماجرای ملی شدن صنعت نفت!

[بعد از ماجرای نصب بلندگو و استفتا از آیت الله بروجردی] تا اینکه کشیده شده به جریان صنعت نفت. مردم بالاخره همه تلاش داشتند، بخصوص جوانان انجمن تبلیغات دینی، که  همه شان آرم هایی داشتند که در تهران منتشر شده بود که صنعت نفت باید ملی بشود. این را ما به سینه هایمان می زدیم و بعد کم کم این نشانه ها منتشر هم شده بود و به همه می دادند. و بعد قرار شد جلسه ای هم ما بگذاریم روبروی تلگراف خانه اصفهان، چون آنجا هم ما یک اتاقی گرفته بودیم که یک دفتر بود. صحبت شد که خوب یک کسی هم باید بیاید اینجا صحبت کند، چون آگهی می کنیم و اعلام می کنیم، چهره ای نو باشد. این آقای فودلادگر که پدر همین آقای فولادگر هست که الان نماینده مجلس هست، و چند نفر دیگر گفتند آقای بهشتی در قم هستند و خوب است ایشان را بیاورید چون هم جوان هستند و هم افکارشان برای این کار مناسب هست. بالاخره با ایشان ارتباط برقرار شد و شهید بهشتی تشریف آوردند اصفهان. من فکر می کنم ایشان آنروز حدود بیست و پنج سال بیشتر نداشتند. آمدند و بلندگو نصب شد بالای سر آن دفتری که روبروی تلگراف خانه بود. یعنی تلگراف خانه اصفهان دم دروازه دولت بود و اول چهار باغ پائین. آنجا نصب شد و شهید بهشتی آمدند آنجا و سخنرانی کردند. خیلی سخنرانی جالبی شد و از آن تاریخ این انجمن هم گل کرد و استقبال هم خیلی زیاد شد و فعالیت را برای انجام هدف ملی شدن صنعت نفت هم در اصفهان زیاد شد، به ترتیبی که هر کسی از اعضای انجمن راه می افتاد در بازار و به یک مناسبتی که می گفتند بازار را تعطیل کنید، بازار تعطیل می شد و مردم می آمدند در اجتماعات مختلفی که قرار بود برقرار شود. یک مرتبه دیگر هم در همان تلگراف خانه مجددا مردم آمدند. زمانی که دکتر مصدق منصوب شد به نخست وزیری به عنوان پشتیبانی از دکتر مصدق جمع شدند در همان تلگراف خانه و من خودم یادم هست که برای اولین بار رفتم پشت بلندگو شعار دادم و صحبت کردم و بالاخره یک نهضت فوق العاده ای شد.

راوی: علاء الدین میرمحمد صادقی

منبع: پایگاه نشر آثر و اندیشه های شهید بهشتی

تاریخ درج مطلب: جمعه، 6 مرداد، 1396 10:19 ق.ظ

دسته بندی: خاطرات تاریخ معاصر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

one × 9 =