درس صداقت و راستی

اختصاصی خاطره نگاری؛

بیژن شهرامی از مخاطبان سایت خاطره نگاری، در مطلب ارسالی خود به روایت خاطره درس آموزی از استادش دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی پرداخته است.

در ادامه متن کامل این خاطره را میخوانید:

آن روز استاد درباره راستی و صداقت سخن می گفت و مثل همیشه کلامش با مثال و حکایتی دلنشین همراه بود.
در ایام دانشجویی سر جلسه امتحان تاریخ نشسته بودیم. استاد آمد و برگه ها را توزیع کرد که تنها یک سؤال رویش نوشته شده بود و آن این که درباره مادر یعقوب لیث صفاری چه می دانید؟ مثل بقیه دوستانم یعقوب لیث را خوب می شناختم که به شجاعت، ساده زیستی، مردمداری، وطن دوستی و… مشهور بود اما مادرش را نه. برای این که برگه را سفید تحویل نداده باشم چند سطری درباره خوبی هایش نوشتم با این ذهنیت که حتما بانوی برجسته ای بوده که چنین فرزندی را تربیت کرده است!
چند وقت بعد که نمره ها را در تابلوی دانشکده زدند با تعجب دیدم من و بقیه دانشجویان کلاس تاریخ نمره مردودی گرفته ایم! دسته جمعی نزد استاد رفتیم و مؤدبانه اعتراض کردیم. استاد لبخند تلخی زد و گفت: جواب سؤال یک کلمه بیشتر نبود: «من نمی دانم!» کدامتان این جواب را نوشته بودید!؟
همه از خجالت سرهایمان را پایین انداختیم. استاد با این کار درس مهمی به ما داده بود: درس صداقت و راستی.

تاریخ درج مطلب: چهارشنبه، ۲۴ فروردین، ۱۴۰۱ ۱۱:۱۲ ق.ظ

دسته بندی: خاطرات مشاهیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.