«امامِ» همه مستضعفان

محسن رفیق دوست در کتاب خاطرات «برای تاریخ می گویم»، خاطره جالبی از یکی از سفرهایش به لیبی می گوید:
در یکی از سفرهایم به لیبی، وقتی به ملاقات آقای قذافی رفتم، به من گفت که هیئتی از سرخپوست های آمریکایی به اینجا آمده اند و وقتی من به آنها گفتم مقاماتی از ایران آمده اند آنها اظهار تمایل کردند تا با شما ملاقات کنند. اتفاقا این گروه با همان لباس های سرخ پوستی امریکایی، یعنی با همان کلاه ها و لباس ها، از آمریکا آمده بودند. ما داخل یک چادر روی زمین نشستیم. من شروع کردم به صحبت کردن درباره امام. کسی هم ترجمه می کرد. من چند بار گفتم امام ما، امام ما. در همین بین، پیر مردی که شاید بالای هشتاد سال سن داشت و رئیس آنها بود اشاره به مترجم کرد که بگو ساکت بشود. بعد به مترجم گفت که به این آقا بگویید این قدر نگوید امام ما، امام ما. بعد یک مرتبه لباس کرباس تنش را پاره کرد و گفت: «این آقا اگر می خواهد ببیند این امام کجا هست، اگر چشم دارد، بیاید عکس امام را در قلب من ببیند. این امام همه مستضعفان جهان است. امام همه ظلم شده های جهان است. این امام ما هم هست. امام را برای ایران مصادره نکنید.»

تاریخ درج مطلب: چهارشنبه، 16 بهمن، 1398 8:57 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات سیاسی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × = 12