خاطراتِ کرونایی/ قرنطینه سیاسیون از روز اول تا …

در روزهایی که اکثر مردم یا با بیماری کرونا درگیرند یا با استرس و نگرانی ناشی از آن، عده ای خانه نشین شده اند و دل و دماغی برای فعالیتهای روزمره زندگی ندارند. در این میان، مطالعه و نوشتن می تواند سرگرمی مفیدی باشد که کمی ذهن را آزاد کند. سید محمد علی ابطحی تصمیم به نوشتن خاطرات روزانه خود از این خانه نشینی اجباری کرده است. خاطراتی که بامزه است و می تواند لحظه ای انسان را از یاد کرونا دور کند. شما هم این نوشتن را امتحان کنید ضرری ندارد. حداقل تجربه ای است برای فرزندان و دیگران که بدانند چه روزهایی را پشت سر گذاشتیم. اولین یادداشت روزانه ابطحی با این عنوان آغاز می شود: “در روزهای قرنطینه خود ساخته کرونایی خاطراتم را نوشته ام. از امروز تصمیم گرفتم منتشر کنم.”

یکشنبه ۱۱ اسفند

• امروز یک هفته شد که در خانه مانده ایم. البته در سایه بازنشستگی و بیکاری. روزهای غریبی است. بچه ها و نوه ها نمی آیند و ما نمی رویم.
• یک هارد خریده ام با هزارتا فیلم وسریال.فغلا سریال برکینگ بد را شروع کرده ام. هفته پیش سریال خانواده مدیچی را دیده بودم. یک بخش آن مربوط به وبا در ایتالیا بود. مناظر وحشتناک آن سریال جلو چشمم رژه می رود. کاش ندیده بودم
• برای اولین بار بعد دهها سال از ازدواجمان ریشم را دادم دست همسر. میگویند سلمانی نرویم. دیشب آمدم با موزر ریشم را کوتاه کنم، خرابش کردم.چیزی نمانده بود تبدیل به آخوند ریش نراش بشوم. امروز خانمم کمک کرد و توانستیم اصلاح کنیم.
• با واسطه احوال آقای خاتمی را پرسیدم. هم حالش خوب بود و هم مراقبت های لازم را می کند.خوشحال شدم.
• دوستانه با یکی از مسئولان وزارت بهداشت حرف زدم. میگوید پاکستان و افغانستان و ترکیه کرونایی هاشان را اعلام نمی کنند. می گفت در قم که ایرانی ها کمتر به حرم می روند، پاکستانی ها حرم را پر می کنند. احتمالا سازماندهی مذهبی شده اند.
• در خبرها بود که لیس مال حرم قم،‌ به دیدار یکی از مراجع تقلید رفته است. اصل ماجرا را نمی دانم به تحریک کی بوده است. اما معلوم است که نمی خواهند از این تندروهای مذهبی حمایت حکومتی شود.
• به یکی از دوستانم که نماینده مجلس است زنگ زدم. او هم کرونایش مثبت بوده ولی از بس اعلام کرونایی شدن خز شده گفت توی خانه خود را قرنطینه کرده ام وبه کسی نگفتم.
• بساط جوک سازی در بحران هم مزه این روزهاست. یکی از قول خانمی نوشته بود که این روزهای قرنطینه جاهایی را در خانه کشف میکنیم که توی سند خانه هم نوشته نشده.
تا فردا.

دوشنبه ۱۲ اسفند.

• امروز سنگین از خواب بیدار شدم. نمیدانم خواب ها چقدر مهمه. داشتم خواب می دیدم شهید مطهری در خانه ما است و مرحوم محمدتقی جعفری هم آمد. آقای مطهری به من میگفت ایشان را به قطارش برسانم. هی دیر شد تا نرسید.
فکر کنم اگر رسانده بودمشون کرونا منم می برد پییش آنها! زبونم‌لال!
• پیاده روی یکساعته ای هم در اطراف خانه در این هوای خوب کردم. با ماسک.
• اول صبح خبر فوت کرونایی آقای میر محمدی را شنیدم. چند روز بود که با علی، پسرش حرف می زدیم. علی در حوزه هنر هست. میر محمدی رییس دفتر دوران ریاست جمهوری آقایان خامنه ای و هاشمی بود و سالها معاون دفتر رهبری. امروز در بیمارستان دانشوری فوت کرد.
• یک گروه واتس اپی داریم از همه وزرا و معاونان رییس جمهورها از اول انقلاب. آنجا خیلی برای میرمحمدی مرثیه سرایی کرده بودند. به حق.
• مصطفی پور محمدی و یکی دیگر از سیاسیون قدیمی هم در دانشوری بستری هستند.
• هی فکر میکنم وقتی این همه آشنا در مبتلایان هستند، باید تعداد مبتلایان خیلی بیشتر باشد. ویروس هوشمند که نیست!
• غربت شکل دفن و مراسم نگرفتن برای کل کرونایی ها مصیبت را سخت تر میکنه،
• یک سورپرایز خوب هم داشتم. دخترم آمد دم در. با فاصله از بیرون خانه.
• چیزی شبیه ملاقاتهای داخل زندان. ولی دیدمش دلم واشد.
• می گفت احسان که کلاس اول است، تا حرف عین خوانده و دیگر گرفتار تعطیلی ها شده. فکر کنم سال تموم شه الفبا یاد نگیره. البته توی خانه دارند کمکش می کنند. با کلی تخفیف می شود گفت چه سال گندی.
• در کنار سریال بریکینگ بد، فیلم قشنگ لمان دوبل را هم دیدم.
• جوک های زیادی هم با طعم روغن بنفشه دریافت کردم. ماجرای دیوانه ای سنگی در چاه انداخت. همش استغفرالله بود.
• آقای وزارت بهداشت این سیصد هزار نفری که میخواهند برای تست کرونا بیایند دم خونه ها. خودشون ناقل نمی شوند؟ ما که خونه نیستیم. گفته باشیم.
تا فردا

سه شنبه ۱۳ اسفند

• آمدم شروع کنم به روزنوشت کرونایی. دیدم کلی آدم در پی وی پرسیدن کرونا گرفتی؟ گفتم نه. گفتند بی بی سی تو لیست مسئولان کرونایی. اسمت را نوشته. راست بود. قبل از هر چیز بگم که در این ایام حتی یک سرفه هم نکردم. خداروشکر سُر ومُر و گنده. کسی میتونه به بی بی سی بگه.
• صبح روی تخت مثل همه مان در این روزها چشم که باز کردم، غلتی زدم و موبایل را برداشتم. سر صبح منظره جنازه های کرونایی در بهشت معصومه قم را دیدم. چه شروع بدی.
• چه مرگ دردناکی دارند کرونایی ها. خدا به خانواده هاشون صبر دهد. تعداد بالا بود. خیلی بیشتر از اینکه میگویند.
• در این روزهای کرونایی با اینها که معتقد بودند باید رفت حرم و مسجد و اجتماعات مذهبی و لیس زد کل کل کردم. می ترسم در تاریخ یکبار دیگر ثبت شود که دین و علم روبروی هم هستند.
• اما از سوی دیگر دعا کردن هم آرام بخش دلهاست. دعا در مقابل پزشکی نیست. برای سلامت همدیگر دعا کنیم
• آنلاین تراپی کردم با مشاور. می شناختمش. می گفت در این ایام فقط باید به فکر سلامت بود. غصه های کارهای نکرده را بگذارید بعد. شما هم در جریان باشید.
• دو سه روزه دنبال اینم ببینم پاپ کرونا گرفته یا نه. مسئول موسسه گفتگوی ادیانم. همکاری مثبت قم و واتیکان که شکل نگرفت. گفتم شاید همبستگی قم و واتیکان در کرونا شکل بگیرد. خدا رو شکر نوشته اند کرونا ندارد. اگر راست بگن اونام!
• حالا که بقول جوکر ها،‌ هرچی از چین می آمد قلابی بود ولی کروناشون اصلی، امروز خیلی داروخانه ها رفتم برای خرید ماسک. میگن ممنوع کردند داروخانه ها بفروشند. یعنی راسته؟ به یکی از مقامات بهداشت که دوستم بود زنگ زدم. قاطی پاطی جواب داد. احتکار ها که کشف می شود، به یک انبار دیگر نرود یک وقتی خدای نکرده. چرا تو بازار ماسک نیست؟
• لیس مالی حرم، بده. منم قبول دارم. دستگیرش هم کرده اند. تظاهرات خیابانی جلوی سفارت هند هم که می تواند عامل شیوع بیماری شود. نماز جمعه را تعطیل می کنند. اما راهپیمایی نه. خوب تو فضای مجازی به عمل غیر انسانی هند اعتراض کنید.
• امروز خونه مون رو ضد عفونی کردیم. بوی بیمارستان گرفته. آدم دلش می خواهد برود انتهای راهرو دست چپ. جوک درست کن ها نوشته بودند. کپی رایت محفوظ باشه

چهار شنبه ۱۴ اسفند

• تا دوهفته پیش می شد فکر کرد که حتی از دیدن ساده یکدیگر هم محروم میشویم؟ بغل کردن ها. بوسیدن ها. کافی شاپ رفتن ها. گشت زدن توی خیابان ها. حرم و مسجد رفتن ها. ولی شد.
• حتی اگر خود خواسته باشد، ماندن در یک خانه اعصاب کش است. حصر ده ساله به یادم آمد. تا حسین کروبی بیرون بود هر هفته احوال آقای کروبی را از او می پرسیدم. امروز به حاج خانم زنگ زدم. حسین که هنوز توی زندان است. خواستم به حاج آقا سلامم را بررساند. دل پر سوزی داشت حاج خانم!
• یکی از دوستانم از وقتی تو این سالهای طولانی می داند که پاسپورت ندارم، هر وقت به خارج می رود، سر به سرم میگذارد. دیشب می گفت نفرین کردی ما را. خارج که بماند. تا خانه مادرمان هم نمی توانیم بریم. دق دلی همه آن سر به سر گذاشتن ها را سرش خالی کردم که بله. اینیم ما.
• از وقتی دیشب بی بی سی اسم من را جزو کرونایی ها نوشت، خیلی که تکذیب من را ندیده بودند امروز تماس گرفتند. ولی احوالپرسی آقای موسوی خویینی بیشتر چسبید چون از بی بی سی خبر نداشت.
• فضای کررونایی دنیا، آخرالزمانی شده. خبرهای جهانی مثل فیلم های ترسناک است. کی باور میکردیم ما واقعا بازیگر واقعی این دوران باشیم.
• تلویزیون ایران سریالهای قدیمی را نشان می دهد. کار خوبی است. شمس العماره را دیدم. در زندان شبها با صفایی فراهانی و شریعتی و رمضان زاده و عطریان در سال گند ۸۸ می دیدیمش.
• شعر همه رفتند و کسی دور وبرم نیست را با عکس مربوطه برای من هم فرستاده اند. نکنید این کارها را.
• فیلم پرسونا با کارگردانی اینگمار برگمان و محصول ۱۹۶۶ را امروز دیدم.
• فردا تولد امام جواد است. دست به دامنش برای رفع مشکل عمومی و سلامت بشویم.
تا فردا.

پنجشنبه ۱۵ اسفند

• نصف قوم و خویشام مشهدن و نصف دیگه هم قم.
• هی باید احوالپرسی کرد. با یکی از دوستان مشهدی تماس داشتم. اصرار داشت که این روزها خیلی حرم خلوت است. وقت زیارته و زود بیاین مشهد.
• هر چه قمی‌ها سفت گرفتند، مشهدی‌ها گویا بی‌خیالند. همش که نباید با آقای علم‌الهدی کَل انداخت. این بار حرف خوبی زده که امام رضا شفا می‌دهد نه ضریح. خدا نکنه خطر برسه بغل گوش آدم. علم الهدی هم باشی یهو این جوری حرف می‌زنی. مکه و مدینه هم بی زائر شده.
• کاش فیلم و یا کتاب کوری ساراماگو را ندیده و نخوانده باشید. از نطر روانی خیلی شرایط مشابهی شده. تاریک و بدون آینده‌‌ی معلوم.
• صبحی به خانم ابتکار زنگ زدم. دوران قرنطینه کرونا را می‌گذراند. وقتی هنوز خبر ورود کرونا به ایران هنوز اعلام نشده بود به گیلان و اسلامشهر رفته بود. منشاش احتمالا اونجاها بوده. خدا زودتر شفایش دهد. از خبری شدن ابتلایش ناراحت بود.
• داشتم فکر می‌کردم چهارده ساله مسئول نیستم. موقع کرونا که شد، ما شدیم مسئول مملکتی تو بی‌بی‌سی! اون هم کرونای نگرفته.
• اول فکر کردم به مدیران بی‌بی‌سی که در صفحه‌های مجازی هستند پیام بدهم که من کرونا نگرفتم. پیام‌های سالومه‌ای من و تو که منتشر شد، خدا را شکر کردم تماسی با آنها نداشتم. والا به مولا. پلیس فتا حواسش به همه چیز هست!
• آمار مبتلاها و فوتی‌ها خیلی سرعتش زیاد شده. خدا رحم کند. لامصبا برید از این کشور دیگه!
• به کرونا مربوط نیست ولی در ایام جنگ ایران و عراق، آقای «خاویر پرز دکوئیار» دبیر کل سازمان ملل بود و مدام اسم سخنش در اخبار تکرار می‌شد. امروز مُرد.
• بیشتر شما یادتان نمی‌آید. جوک ساخته بودند که صدام گفته اگر یکی از مسئولان طراز اول آن موقع که لهجه غلیظی داشت سه بار بی‌غلط بگوید «خاویر پرز دکوئیار» جنگ را تمام می کند.
• شب جمعه است. دعا هم خیلی باعث آرامش می‌شه. خدایا بسمونه. دعا کنیم هم دیگر را.

جمعه ۱۶ اسفند

• در ایام طلبگی و نوجوانی یک روزی در خدمت استادی نشسته بودیم. یک مطلبی را از ماها پرسید. هرکدام جواب کوتاهی دادیم. یکی از همشاگردی ها چهار زانو نشسته بود. نوبتش که شد دو زانو نشست. صدایش را صاف کرد و سرش را بالا آورد.
استادمان گفت انگار نیم ساعتی می خواهی حرف بزنی.
هم شاگردی گفت نه. فقط می خواستم بگویم در این مورد چیزی به نظرم نمی رسد.
حالا واقعا برای خاطره نویسی های روز مره کرونایی در این غروب دلگیر جمعه چیزی به نظرم نمیرسد.
• همه چیز تکرار است.
• تکرار بالارفتن آمار فوتی ها.
• تکرار خبرها از مبتلایان.
• تکرار اسامی آشنا در میان فوت شدگان.
• تکرار ماندن های کشدار اعصاب کش در خانه ها.
• تکرار دیدن تصاویر دردناک و غریبانه مرده های کرونایی در غسالخانه ها.
• تکرار بی پناهی مردم.
• تکرار خبر مراقبت های ویژه از مسئولان مهم که یا به کسی نگفته اند کرونا دارند و یا خبر آن درز کرده است
• تکرار نمک پاشیدن به روی زخم های ملت از طرف رسانه های آن ور آبی.
• تصویر خانه خدا را که چه دردناک خالی از زائران است، عصر جمعه ای جلویم گذاشته ام و دستها را به سمت خدا بالا برده ام که: اللهم انظر الی نظره رحیمه. خدایا بسه. دیگه مهربان به ما نگاه کن.
• ببخشید تلخ و عصبانی شد.

شنبه ۱۷ اسفند

• فردا تولد مولا علی و روز مرد است. بر همه مبارک. به خصوص مریضان کرونا و پرستاران و دکترها و کادر درمانی.
• فردا ۸ مارس هم هست. روز جهانی زن. امسال در اوج کرونا روز مرد هم روز زن شده. این هم از مظلومیت ما مردها. زن ها و مردها برا هم کادو نگیرند. مساوی
• این روزها در تاریخ ایران باقی می‌ماند. سال کرونا و قرنطینه. هی توی امتحان و کنکور در آینده از دوران ما سئوال خواهد آمد. فقط خدا کند تاریخ کرونا را دیگر تحریف شده ننویسند. نوه‌هامان نگویند در سال کرونا ایران تنها کشوری بود که هیچ تلفاتی نداشت.
• دستگیری محتکران و صادرکنندگان قاچاق ماسک و لوازم بهداشتی کار خوبی بود. اخبار محاکمه سریع آنان را نشان می‌داد. نکته مهمش سردسته این باند پزشکی بود که زودتر از مردم خبر کرونا را داشت!!
• در این روزهای خانه‌نشینی بزرگترها گاهی به جوانترها مرخصی بدهند، بروند توی اتاقی جایی. شاید سیگاری، تلفن خصوصیئی نیاز باشد. بر عکسش هم توصیه می‌شود. خیلی ور دل هم نباشید. کرونا خانواده‌ها را از هم نپاشد، صلوات.
• خدا رحمت کند خانم فاطمه رهبر، نماینده انتخاب شده جدید تهران را. فکر نکنم خیلی بشناسید و در جریان انتخابات باشید. ولی دومین نماینده جدید است که کرونایی شد.
• کرونا برای خیلی از مردم و کاسب‌های جزء مثل زلزله بود که همه زندگی‌شان را شب عید به فنا داد. دولت مثل کمک به زلزله زدگان از آنها حمایت مستقیم کند.
• این سریال برکینگ بد، بد جوری آدم را درگیر خودش می‌کند. امروز تولد هنرپیشه اصلی سریال، برایان کرانستون هم هست. تازه فیلم picpocket را هم دیدم. شما هم همین طورین؟ هرچه می‌خواهم کارهای جدی عقب مانده را انجام دهم نمی‌شود که نمی‌شود.
• تو رو جدتون تو خونه بشینین. بی‌خیال سفر بشید. به خدا اگر بی خیال نشید، پس کی بی خیال می شوید. اینهم تهدید واقعا توخالی بنده
تا فردا

یکشنبه ۱۸ اسفند

• کرونا که تمام شدنی نیست.
• دیشب به آقای خاتمی زنگ زدم. برای تبریک عید. حسابی مشغول نوشته‌هایش هست. تبادل اخبار کرونا گرفته‌ها هم کردیم.
• به پیر کمر خمیده اصلاحات، بهزاد نبوی، هم برای تبریک عید تولد مولا زنگ زدم. قرار گذاشتیم بعد کرونا دیداری تازه کنیم. تا کرونا چه خواهد!
• باور کنید این ویروس کرونا اگر فراماسیون نباشد، حتما سکولار است. نه تنها نمازجمعه‌های ما را تعطیل کرد و کعبه را خالی، بلکه پاپ را هم مجبور کرد امروز بدون مشتری و آنلاین مراسم یکشنبه واتیکان را برگزار کند.
• روز پدر تاریخی بود. امروز با بچه‌ها ونوه‌ها در فضای باز قرار گذاشتیم. با فاصله باهم دیدار کردیم. بدون بوس و حتی گاز!
• یکبار حتی هادی به طرفم آمد، فرار کردم. مثل قیامت همه از هم فرار می کنند. چه تجربه عجیبیه.
• مردم خیلی به فکر مشکلات حکومت هستند‌ها. نوشته بودند به اوکراینی‌ها بگویید جعبه سیاه را گذاشتیم قم،‌ بیایید بگیرید. چه مظلومانه در هواپیما پودر شدند. خدا صبر بده خانواده‌هاشان را. انگار فراموش شدند.
• میگم این چه جوریه تو اروپا مسابقه های فوتبال با جمعیت برگزار میشه؟ درسته خارجه ولی بد آموزی دارد. یکی بهشون بگه مراقب باشند. مثل ما غافلگیر نشوند.!
• فیلم ساخت آمریکا “america made” را هم دیدم.
• خدا وکیلی همدلی های هیئتی و بسیجی برای کمک به کرونایی ها و ضد عفونی کردن خیابان ها کار قشنگی است. دیشب فیلم کارهاشان را در اخبار ایران دیدم. این مهربانی‌ها فلسفه اولیه بسیج بود. الهی همین جور مهربان و مردمی باشند همیشه.
تا فردا

دوشنبه ۱۹ اسفند

• توی خیلی از روستاها اتومبیل های بلندگو دار با صدای هشدار دهنده کوچه به کوچه از مردم می خواهند از منازل بیرون نیایند. خیلی تصویر آخر الزمانی بود.
• نمیدانم مستند سازان این روزها حواسشان هست؟ دوربین را روشن کنند و در شهرها و روستاها بگردند،‌ همه این فریم ها برای تاریخ میماند.
• این تلفن لعنتی را باز کردم. عکس دوست قدیمی ام، راه چمنی را دیدم. إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ بود. او هم کرونایی شده بود. خبر از مریضی اش نداشتم. پیگیر شدم. یکی از دوستان گفت همین روزها از مسیح دانشوری زنگ زده بود که اوضاع اینجا خیلی درهم و برهم است.
• با آقای موسوی لاری صحبت کردم.حالش خوب بود.یادم نیست در چه فیلمی، ‌اما دیده بودم در ایام وبا کار به اعلام خوب بودن افراد می رسد.
• در این هیر و ویر ده ها نفر در اهواز به خاطر مصرف الکل صنعتی جان خود را از دست دادند. خیلی دلم سوخت.
• امروز رفته بودم طرف های سید خندان. شهرشلوغ بود اما زیر لایه ای از وحشت و ابهام. خیلی ها از همین بیرون آمدن ها زندگی روزمره را می گذرانند. نمی شود شیک و مجلسی از همه خواست بیرون نروند. ولی کاش رعایت کنند.
• جایی خواندم که بعد از ممنوعیت سفر به شمال، نمره ماشین شهرهای شمال اجاره می دهند. سر بسته،‌ با این کل کل متقابل، دعوای خطرناکی زیر پوست کشور بین ویلا داران و محلی های شمالی در جریان است.
• شایعه درست نکنید. فیلم کمک رسانی آخوندها به سیل، به عنوان فرار آنها به جنوب پخش شده. شمخانی در عراق اِفِه آمده که تجربه هامان را در اختیار عراق می گذاریم. نوشته اند ارسال محموله پزشکی به عراق.
• برای دعوا با حکومت وقت زیاد است. ازسوژه کرونا جوک بسازیم. بخندیم. ولی شایعه های کرونایی اعصاب کش است.
• عرق خورهای محلات زنگ می زنند به ۱۱۰ که اینجا یک مسجد کشف کردیم دارند نماز جماعت می خوانند.
• چیزی که عوض دارد گله ندارد. این هم جوک امروز که خواندم.
تا فردا

سه شنبه ۲۰ اسفند

• بیشترین بلاها و بحران‌های تاریخی عدل افتاده دوران بی حال‌ترین و اعلی‌حضرت‌ترین رییس‌جمهور. آقای روحانی کوشی؟ جلسات کرونا در همه دنیا مرتب باحضور رییس‌جمهورها برگزار می‌شود. نکند قرنطینه‌ای؟
• حضرت اجل اکرم پاپ فرانسیس، امروز به کشیشان دستور داده بروند بیمارستانها از کرونایی‌ها عیادت کنند. غلط نکنم پاپ از دست کشیش‌ها خسته شده!
• در تقابل تاریخی دین و علم، خوشبختانه سطح عالی مرجعیت شیعه، امتحان خوبی پس دادند. تقریبا همه به رعایت بهداشت توصیه کردند.
• یکی تصمیم گرفت جنس بنجلی را بفروشد. سرِ بازار خیلی از جنسش تعریف کرد. جمعیت صف بستند بخرند. خودش هم باورش شد، رفت توی صف. ماجرای کسانی است که تبلیغ طب اسلامی می‌کنند. خودشان هم باورشان شده.
• این عدد و رقم‌هایی که از کشفیات لوازم بهداشتی ضد کرونا اعلام شده، چرا به سرعت توی بازار پخش نمی‌شود. مسئولان رسیدگی کنند.
• وزارت خارجه باید تلاش کند کمک‌های خارجی را جذب کند. بچه حاجی بازی در نیاوریم. این وظیفه دنیاست که در بحران‌های بزرگ به کمک سایر کشورها بروند. در زلزله بم در دوران آقای خاتمی فرودگاه ها پر بود از هواپیماهای کمک خارجی.
• همه مثل هم نیستیم‌ها. باور کنید سازمان‌های ذیربط مثل سازمان تبلیغات و شورای مساجد زیر فشار سنگین مخاطبانشان هستند که چرا مسجدها را بسته‌اند.این واقعیت را در نظر بگیریم. باید برای این کارهاشان حمایت شوند. با بدوبیراه گفتن به آن مخاطبان مشکل حل نمی‌شود.
• ببینید کی گفتم. اروپا و آمریکا درسته خارجه محسوب می‌شوند. اما با این دست فرمون در هفته‌های آینده با موج کرونای وحشتناکی روبرو می‌شوند.
• کلیپی از لیس زنی با ورژن سویسی منتشر شده که خانم مربوطه در و دیوار سوییس را لیس می‌زند و پز می‌دهد که اینجا کرونا نیست. گفتم که بدانید لیس زنی همه جا هست. بی‌عقلی شاخ و دم ندارد؛ چه ایران. چه سوییس.
• مراقب خودتان باشد. به توصیه‌هایی که می‌کنند عمل کنید. دقیقا بقول مرحوم نوذری، همانی که تو فیلم بود.
• یکی پیامک داده که با توجه به شیوع کرونا، خدا اعلام کرده ماه رمضان کسی حق ندارد بیاید مهمانی من.
این جوک است. باور نکنید‌ها.
تا فردا

چهارشنبه ۲۱ اسفند

• همه فکر می‌کردند به خاطر قرنطینه آمار زاد و ولد در آبان و آذر سال بعد انفجاری خواهد بود. اول صبح یکی خبری برایم فرستاد که بعد از فروکش کردن کرونا در ووهان، ملت پشت در محضرهای طلاق صف بسته‌اند. خبری واقعنی. چی فکر می‌کردم چی شد،‌ مصداقش همین است. دراین ایام همدیگر را تحمل کنیم.
• امروز مجبور شدم چند ساعتی از خانه بیرون بروم. سر چهارراه پارک وی آقای محترمی با ماسک، گل نرگس می‌فروخت. کسی نمی‌خرید. آسیب مالی جدی کرونا مال دست‌فروش‌هاست.
• در بین این خبرهای بد، خبر خوب انتشار آلبوم خراسانیات از استاد شجریان و مشکاتیان بود.
• خواندم وسط این بلبشوی کرونا، ملخ به خوزستان حمله کرده. یک جوکی آمده بود که ملک مقرب از خدا پرسیده: آتشفشان دماوند را هم فعال کنم یا فعلا زوده.
• فکر می‌کنم این روزها هرکس جنسی روی دستش باد کرده، در خبر فوری می‌گوید علاج کرونا پیدا شد. کلی از دیروز برای خاکشیر تبلیغ آمده بود. آمازون هم گفته ده‌ها هزار کالا را که ادعای ضدکرونایی داشته‌اند حذف کرده است. مصداق شارلاتانیسم هم اینجاست.
خدا رحمت کند پدرم را. در مدرسه به ما گفته بودند کندر بخورید حافظه زیاد می‌شود. دنبال کندر خریدن بودم. پدرم گفت حافظه‌ای که با کندر بیاید با پنیر هم می‌رود. کرونایی که با خاکشیر برود، رودل است نه کرونا.
• یکی از دوستانم در مشهد کرونایی فوت کرده. عکس‌ها را می‌دیدم. مثل قبل، جمعیت پشت جنازه راه افتاده بودند و صاحب عزا اعلام ختم کرده بود. کرونا را جدی بگیرید. بی‌توجهی شجاعت نیست. آقای کروبی در سال‌های دور، همیشه وقتی می‌خواست از دل گندگی مرحوم هاشمی یاد کند، می‌گفت اگر حکومت سقوط کند، ما را سوار ماشین کنند ببرند طرف اوین، آقای هاشمی می‌گوید برویم یک بازدیدی هم از زندان اوین بکنیم. خدا آن یکی را رحمت و این یکی را نجات دهد.
• فیلم اسرار رسمی Official Secrets محصول ۲۰۱۹ را دیدم. ماجرای جاسوسی است که می‌خواهد جلو جنگ عراق را بگیرد.
• به هادی حیدری طنزپرداز عزیز زنگ زدم. درخواست کردم که جوک‌های روزهای کرونایی را یک جایی جمع کند. کتاب طنز فوق العاده‌ای می‌شود.
• این هم جوک‌امروز: پنجاه سال دیگه نزدیک عید نوروز مردم میشینن تو خونه ها هی دستاشونو می شورن و خونه رو ضد عفونی می‌کنن و توی سفره هفت سین، روغن گل بنفشه می‌ذارند؛ به بچه‌هاشون میگن این از آداب و رسوم اجدادی و کهن ما ایرونی‌هاست.
تافردا

پنجشنبه ۲۲ اسفند

• قبرستان‌ها را در پنجشنبه آخر سال تعطیل کردند. کار خوبی است. یادتان نرود برای رفتگان این خاک فاتحه بخوانید. امروز شنیدن خبر فوت کرونایی خانم عفت موسوی، همسر مبارز آقای محمدی گرگانی و مادر خانم احمد آقای زید آبادی خودمان، خیلی تلخ بود.
• میگم حالا که همه باهم مهربون شدیم، کسی هم بیرون نمیره که اغتشاش کنه. همه هم تو خونه‌ها حوصلشون سر رفته. آمد نیوز هم که نیست. میشه این تلگرام و یوتیوب و توییتر را باز کنند؟ من یکی قول می‌دهم فقط توییت‌های مسئولان کشور را بخونم و از یوتیوب هم سحنرانی‌های آقای رحیم پور ازغدی را ببینم. بقیه هم قول میدن با نامحرم چت نکنند.
آقای وزیر جوان، دست شما نیست ولی یه دور بروید زیر خمش. بلکه اثر کرد. الان وقتشه‌ها.
• صبحی خواب دیدم آقای جهانگیری می‌خواست با هم یک قرار ملاقات بگذاریم. توی خواب گفتم من نمیام پاستور. تو سعد آباد باشه. گفت بیا یک خبرایی برات دارم. امروز تلفن زدم جواب نداد. خوشحال شدم که خبر کرونایی شدنش را دفترش تکذیب کرد. فارس دیروز زده کرونا دارد. الهی سلامت باشد. حالا تو این هیر و ویر با من چی کار داشت یعنی؟
• همش توی سرِ مال داخلی نزنید. دیروز یهودیان الخلیل مراسم مفصلی برگزار کرده‌اند و گفته‌اند توکل بر خدا، چون الخلیل شهر مقدسی است، خدا ما را از خطر کرونا محفوظ نگه می‌دارد.
• آدم عصبانی میشه از بس خیابان‌ها شلوغه. اصلا ما که همه کارهامون به کوری چشم دشمنه، ببینید ایتالیا خلوته. تهران شلوغه. البته روم به دیوار. من بیرون نرفتم. تو بی بی سی خونه همسایه دیدم. کو مشت محکم ما به دهان دشمنان؟
• خانم یکی از دوستانم نوشت بالاخره رفیقتان امروز از زندان آمد. سیاسی بودها. نوشتم بهش بگید نه منو ببر به خونتون نه بیا به خونه ما.
• امروز یک کار مهم کردم. ۵ ساعت سراغ موبایل نرفتم. کلی از کتابی رو که دستمه خوندم. سریال بریکینگ بد را هم به سیزن سومش رسیدم. لذتی که در کنار گذاشتن موبایل هست، در مصافحه و معانقه ایام کرونا نیست. از من گفتن.
• نوشته بودند، حواستان به فرودگاه‌های شمال باشد. ماهان یواشکی مسافر نزند به مقصد شمال.
تافردا

جمعه ۲۳ اسفند

• دیشب با لوگوی جعلی تسنیم خبر فوت کرونایی آقای خاتمی منتشر شد. من تکذیب کردم. بعد توییت آقای بهنود را دیدم: هاشمی امشب تنها نیست. هشتگ خاتمی! با خودم گفتم آقا مسعود تو هم؟ دیدم بهنود هم توضیح داده که لوگویش را جعل کرده‌اند. توی همین هیر و ویر یکی خبر فوت خودم را با لوگوی جعلی تسنیم فرستاد. دیگه تسلیم شدم.
• صبحی با یکی از دوستان سیاسی تلفنی حرف می‌زدم. بی‌مقدمه گفت دیشب ۳۷ مسئول ایرانی کرونا گرفتند. خیلی جا خوردم. پیامکی را فرستاد که آقای ولایتی یک جا ۳۷ مسئولیت دارد. یک‌تنه آمار مسئولان کرونایی را بالا برد. خداوند شفایشان دهد.
• ظهری اخبار گفت بنا به آمار رسمی در بیست و چهار ساعت گذشته، هشتاد و پنج نفر جان دادند!! دردناک و وحشتناک.
• آقای ملکیان دانشمند کم‌نظیری است. امروز متنی از ایشان خواندم که آدم‌ها باید باغ اندرونی داشته باشند که در غربت تنهایی به آن‌جا سفر کنند. چه خوب. البته احتمالا بعد کرونا ملت عارف شوند و از باغ اندرونشان بیرون نیایند. در این صورت آژانس‌های مسافرتی تکلیف خودشان را بدانند.
• والا فکر می‌کردم کرونا علاقه ویژه‌ای به مسئولان ایرانی دارد. امروز معلوم شد بزرگوار راه ترقی را خوب بلد است و به مسئولان همه‌ دنیا ارادت ویژه‌ای دارد. رییس جمهور برزیل. همسر نخست وزیر کانادا. ده نماینده پارلمان فرانسه. پادشاه و ملکه نروژ. وزیر کشور استرالیا. معاون وزیر بهداشت انگلیس (آقای حریرچی شان) همه مبتلا شدند. هم طی‌الارض می‌کند، هم جهاندیده شده حسابی، به همه قاره‌ها سر زده.
• این همه روغن بنفشه را دست انداختیم. کلی مشابه خارجی اش هم پیدا شد. یک کشیش در نیجریه سوپ ضد کرونا معرفی کرده. هندوها گفته اند ادرار گاو یا کودهای گاوهای هندی (مشابه عنبر نسای خودمان) علاج کروناست. دادستانی نیویورک هم از یک کشیش شکایت کرده که دارویی حاوی ذرات نقره درست کرده برای کرونا. البته این دارو ها بر خلاف گل بنفشه خوردنی است.
• نوه‌ها را خیلی روزه ندیدیم. امروز هادی حوصله‌اش سر رفته. بهانه بستنی کرده. پدرش رفته برایش خریده. به ما گزارش تصویری داده. خدا زندگی بهتری برای اینها فراهم کند.
• فیلم مرد ماه جوزا “Gemini Man” را دیدم. آمریکایی محصول ۲۰۱۹. درمورد یک مامور امنیتی که برای پایان دوره کاریی‌اش با دست‌کاری بیولوژیک و ژنتیکی یکی مثل او ساخته بودند.
یک جوک با حال دیدم که نقل قول با مزه ‌ای از امام خمینی بود. اهانت نبود. گفتم حالا که تو این جوک‌ها با خدا شوخی می‌کنیم، این را هم بگذارم. شیطان را لعنت کردم نگذاشتم. خدا خودش صاحب ماست ولی این بزرگان صاحب‌ دارند. شوخی بردار نیست. شما به من اعتماد کنید بخندید.
تا فردا

شنبه ۲۴ اسفند

• امروز کمد لباس‌های خودم را مرتب کردم. دیدم دلم برای پوشیدن لباس‌های بیرون تنگ شده. تازه لباس‌های من عبا و عمامه است. شماها چه می‌کشید با لباس‌های شیک‌تون. چه چیزهایی آرزو شده است. پوشیدن لباس‌های خودمان!!
• کلی پیامک می‌زنند، تلفن آقای مهندس موسوی و آقای کروبی را می‌خواهند. حوصله همه در قرنطینه سررفته. دوست دارند از تجربه آنها در این ده‌سال حصر استفاده کنند. میگم نمی‌شود تلویزیون با نگاه غیر جناحی! آنها را حتی به صورت شطرنجی بیاورد فقط بگویند چه جوری توی خانه دوام بیاوریم. حرف سیاسی هم نزنند.
• توی خارج به جای جمعه ما یکشنبه‌ها دعاهاشان مستجاب می‌شود. آقای ترامپ فردا را روز دعا در آمریکا اعلام کرده است. کسی هم انگار تا این لحظه غر نزده. جهت اطلاع غربزده هایی که فکر می‌کنند دعا کردن املی است.
• توی کویت در اذان یک جمله اضافه کردند که نماز را در خانه بخوانید. با همان آهنگ اذان. تو مسجدها هم الکل توزیع می‌کنند. گفته باشم از این پس اسلام قبل کرونا داریم و اسلام بعد کرونا.
• خدا نگذرد از کسانی که در این روزهای سخت شایعه درست می‌کنند. و یا بد حرف می زنند. پریروزا با شایعه تعطیلی پمپ بنزین‌ها صف پمپ بنزین درست شد. حالا با شایعه حکومت نظامی هجوم به مغازه‌ها.
• تا خدای نکرده بلایی سر این آقای حریرچی در نیاورند، ولش نمی‌کنند. دیروز گیلان بود. امروز قم. تازه‌شم امروز هم موقع مصاحبه هی دست به ماسکش در حوالی بینی‌اش می زد. بله هم.
• این قدر به آخوندا بد وبیراه نگید. کلی طلبه این روزها تو بیمارستان‌های پر ریسک قم به پرستاری و نظافت بیمارستان‌ها مشغول هستند. اینا با اونا فرق دارند به خدا.
• امسال یکبار برای اینکه مردم نیان تو خیابونا، اینترنت را قطع کردند. یکبار هم برای اینکه نیان بیرون اینترنت را مجانی کردند.
تا فردا

یکشنبه ۲۵ اسفند

• دیشب قم زلزله آمد. شوخیش اینه: یا خدا از شهرهای خودی توجه برگردانده یا از اول خودی نبودند و اشتباه می‌کردیم. یکی فوری بعد زلزله پیامک داد: ملت به هوش. زلزله طرح فریب است. زلزله می‌خواهد بیرونتان بکشد بدهد دست کرونا. یکی دیگه هم نوشته بود زلزله آمد. هول شدم. به جای فرار دستامو شستم.
• امروز داعشی‌ها اطلاعیه رسمی دادند که به خاطر کرونا فعلا عملیات انتحاری نمی‌کنند. فکر کنم اعتقاد دارند مرگ کرونایی حوری بهشتی ندارد. انگیزه کم شده. ریشه رهبران تفکر داعشی خشک بشود الهی.
• نمی‌دانم بگم ببینید، نبینید. من امروز فیلم شیوع contagion را دیدم. یک ویروس با منشا حیوان در هنگ کنگ پیدا می‌شود و به همه دنیا می‌رود. وای چه مناظر وحشتناکی. آمریکایی ‌ها جه جوری وارد می‌شوند. ویروس قلابی برای آسیا می‌سازند. کلی پکیج ویژه برای دولتی‌ها و خانواده‌هاشان و نور چشمی ها می‌فرستند. فیلم محصول ۲۰۱۱ است و کارگردانش استیون سودرر برگ است.
• ای وای تعداد فوتی‌های روزانه ایران از صد تا بالا زد. لامصب برو از این کشور. شما هم البته بیرون نروید از خانه.
• صبحی روی لایو نشر ققنوس، خلاصه تحلیلی از رمان پایان تنهایی را از خانم سحر بکایی گوش دادم. چه کارهای خوبی می‌کنند.
• در ایام کرونا تا حالا ۱۳۱ نفر از خوردن الکل فوت شده‌اند. یکی بگه که این الکل‌های تقلبی مال مالیدن هم نیست چه رسد به خوردن. روغن بنفشه هم البته خوردنی نیست‌ها.
• چشم شیطان کر، یکی دو رروز است که آقای روحانی هر روز در اخبار دیده می‌شود. طرح‌های خوبی برای اقشار آسیب پذیر ارائه کردند. دستشان درد نکند.
• میگم حواس‌هاتون رو جمع کنید ببینید کی‌ها عید پارسال آرزوی سال خوبی براتون کردند. امسال که خبری از دیدار حضوری نیست، قبل اینکه پیام تبریک بفرستند بلاکشون کنید، احتمالا دعای تحویل شان مستجاب نمیشود.
تا فردا

دوشنبه ۲۶ اسفند

• بخدا مردم ایران خیلی خوبند. بهترین و متمدن‌ترین مردم جهان در دوران کرونا بودند. بیشترشان اصول بهداشتی را رعایت کردند و می‌کنند، غارت نکردند. به فروشگاه‌ها هجوم نبردند. مذهبی و سکولارشان همدل شدند. مراجع دینی و فرهیختگان فرهنگی یک صدا دعوت به رعایت بهداشت کردند. دولت و نظامی‌ها برای کمک همدل‌تر از گذشته همراه شدند. مسجد و حرم و هیئت و کنسرت و تاتر و سینما را تعطیل کردند. مجالس عزا و عروسی را هم در بیشتر موارد قیدش را زدند و به نفع سلامت جمعی از وداع آخر با عزیزانشان چشم پوشیدند. ای ایران را از بالکن‌های اکباتان هم خوانی کردند. ماسک و لوازم بهداشتی توزیع کردند. برای هم کنسرت و کتاب‌خوانی و منبر مجازی و کلاس‌های ورزش آنلاین ترتیب دادند. خیابان‌ها را ضد عفونی کردند. رقصی چنان میانه میدان به پا کردند. بعضی‌ها تخصص‌شان را در فضای مجازی به رایگان تقدیم مردم کردند. خندیدند. در تنهایی دعا خواندند و اشک ریختند. پزشکان و کادر پرستاری و بیمارستانی در صحنه ماندند و قربانی دادند و مریض‌ها را تنها نگذاشتند. در همه این موارد استثناها هم بودند، اما ظلم به ملت ایران است که عظمت‌شان دیده نشود.
• امشب خبر دادند حسین آقای کروبی آزاد شده. خوشحال شدم.
• چه خوبه ما می‌شوریم. تازه آفتابه هم همیشه داشتیم. دیدید چه دزد بازاری سر دستمال توالت در دنیا راه افتاده. قدر بدانیم. ولی حق ملتی که این قدر می‌شست،‌ این نبود.
• دیروز بادمجان از آسمان تهران بارید. جلوه‌های ویژه بود و خلاقیت هنرمندانه. .با مزه بود خب. تشویش اذهان عمومی نکرده بودند که گرفتنشون. بی‌خیال بابا.
• از مولوی عبدالحمید،‌ بزرگ سنی‌های ایران مصاحبه‌ای شنیدم که می‌گفت نماز جمعه را تعطیل نمی‌کند، چون واجب است. باور کنید سنی‌های ایران برای مردم ایران عزیزند. به اندازه کافی هم آزار دیده‌اند. به خاطر حفظ جان آنها نماز جمعه برگزار نکنید. واجبی که جان مردم را به خطر بیندازد، حرام است.
• حتی حضرت پاپ هم حوصلشون از انجام عبادت در قرنطینه سرآمد. یکشنبه آمدند توی میدان سنت پیتر، برای مامومینی که نبودند دست تکان دادند تا مبادا در پیش خدا مسئول باشند.
• تندروهای مذهبی امشب به حرم حضرت معصومه حمله کردند تا نگذارند حرم بسته شود. چالش بزرگی است مقابله با اینهایی که سال‌ها مورد حمایت بوده‌اند.
• جوکه‌ها. ولی خوب شد کرونا از چین شروع شد و اسمش شد کووید19، اگر از ایران شروع می‌شد و اسمش ذوالفقار 19بود خیلی تلفظش برای چینی‌ها سخت می‌شد.
تا فردا

سه شنبه ۲۷ اسفند

• اینها که دیشب در اعتراض به بسته شدن حرم مشهد و قم حمله کردند و فحاشی کردند، ادامه تفکر تندروی دینی است که سال‌هاست میدان‌داری تخریب رقبا به آنها سپرده شده. البته چنان چه می‌گویند حمله‌کنندگان تندروهای مذهبی از جنس خودی نبودند. اینها با تولیت آستان قم که هفته پیش همین موضع را داشت ولی وقتی ابلاغ شد، بیانیه داد و هم نظران دیروزش را هتاکان به حریم حرم خواند، فرق دارند. اینها فقط به همین مداحی‌ها و سخنرانی‌های خیلی از نورچشمی‌ها زیادی اعتقاد یپدا کرده بودند. دستگیر کردنشان به افزایش تندروی‌های دینی می‌انجامد. در عوض سخنان آقای مروی تولیت استان‌ قدس رضوی خیلی به دل می‌نشست.
• چهارشنبه سوری مبارک. مراسم ملی نباید فراموش شود. فقط جو گیر نشوید. امسال کرونا هست و نباید از خانه‌ها بیرون بروید. سال آینده جبران کنید و از خجالتش در بیایید. آتش بدی‌های درونی‌مان را به یاد بیاوریم و از رویش بپریم. اینم عرفانیش.
• این روزها وقتی تو فیلم و سریال ها می‌بینم ملت به هم دست می‌دهند، می‌بوسند، بغل می‌کنند. داد می‌زنم احمق نکن. کرونا می‌گیری. درست مثل اینهایی که فوتبال می ‌بینند و داد میزنن و به بازیکن‌ها میگن شوت کن. امروز فیلم من تونیا هستم با کارگردانی گریک گلیسپی را دیدم. ماجرای آسیب زدن فیزیکی به رقیب ورزشی برای پیروزشدن بود. زندگی عادی را داریم فراموش می‌کنیم.
• توی پاییز که آبان تلخ را داشتیم و بنزین و اعتراض و کشتار، به دوستی گفتم یک پاییز با کلی رنگ و زیبایی رفت و لذت نبردیم. حالا بهار هم دارد در می زند. شکوفه‌ها اینجا و آنجا سروکله‌شان پیدا شده، گل روی ماه همدیگر را فقط می‌بینیم. نرم نرمک می‌رسد اینک بهار، تف به قبر روزگار. این را یکی گفته که عصبانی بوده و هفته سوم قرنطینه را می‌گذرانده و از بس به سقف نگاه کرده تازه فهمیده گل سمت چپ گچبری سقفشان که دهسال پیش درست کرده‌اند، متوازن نبوده.
• یکی از دوستان دیشب ساعت ۴ صبح از قم زده به جاده و خودش را رسانده شمال. ماشینش را هم برده توی خانه که پلاک قم را کسی نبیند. گفتم سفرش معصیت است و باید نماز را کامل بخواند.
• ظهرها موقع اخبار تن آدم می‌لرزد. آمار ابتلا و مرگ کرونایی در ایران تصاعدی است.
• نوشته که ما آمادگی این حجم زندگی مشترک نداشتیم. قرارمان این بود که صبح برود و شب بیاید. اگر این شرط ضمن عقد باشه تکلیف چی میشه؟
• حالا که نمی‌شود رفت سلمونی. موهای میرزا کوچک خان الگوی خوبی برای آقایان و زنان دورران قاجار الگوی خوبی برای خانم‌ها هست. تاریخ را پاس بداریم. این هم دوتا جوک امروز
تا فردا.،

چهارشنبه ۲۸ اسفند

• کتاب خاطرات پس از مرگ ماشادو د آسیس را سال ۹۱ خواندم. امروز دوباره مرور کردم. نویسنده از وقتی می‌میرد، خاطراتش را شروع می‌کند و برمی‌گردد به عقب تا تولد. این‌بار هر کاری دوست دارد بکند، می‌کند. ما هم می‌توانیم اگر بعد کرونا بودیم زندگی جدیدی را شروع کنیم.
• آقای دعایی همیشه می گوید ما از خدا زیبایی یوسف خواستیم، صوت داودی به ما داد. منم دیدم امکانات موی میرزا کوچک‌خانی ندارم. تصمیم گرفتم موی زیدان را تقلید کنم. این بار هم سر و ریش‌مان را دادیم دست همسر.
• از تلویزیون خودمون و از تلویزیون همسایه خیابان‌های اروپا را می‌دیدم. این صحنه‌های خلوت و پلیسی را توی فیلم‌های ترسناک آخرالزمانی هم نمی‌شد دید.
• آقای رییسی. چه کار خوبی کردید که پیشنهاد عفو هزاران زندانی را دادید.‌ بهترین فرصت قضایی برای استفاده از روزهای کرونایی بود.
یک چیز دیگه هم بگم آقای رییسی؟ شما بیایید وسط تلگرام را از فیلتر آزاد کنید. اپلیکیشن‌های داخلی جواب نداد. مردم هم که توی قرنطینه‌اند. موبایل هم از دستشان نمی‌افتد. از امکانات تلگرام برای خبررسانی کرونا استفاده شود. اعصاب به‌هم ریخته مردم هم سر فیلترشکن خورد نمی‌شود.
• با یکی از دولتی‌ها حال واحوال می کردم. گفت برای خاطرات کرونایی زنگ زدی. گفتم نه بابا. ولی هیچی نگفت. مثل مصاحبه آقای روحانی در پایان دولت امروز باهام حرف زد. از سال پر افتخار نود و هشت تعریف کرد.
• ما توی خانه با لوازم اولیه سبزه انداختیم. سبز شده ولی کچل‌طوری. فرهنگ ایرانی را پاس داشتیم حتی در عصر کرونا.
• هم در قم و هم در مشهد دونفری که تظاهرات را سازماندهی کرده بودند کلیپ اعتراف منتشر کرده‌اند. خیلی سریع‌تر از من. یک شبه هدایت شدند. مملکت صاحب دارد.
• نه که بخواهم بکِشم. ولی مسئولین بررسی کنند توی این ایام تنهایی و دلتنگی واقعا سیگار و قلیان برای امر کرونا بده؟ این از مشکلات مهم است که اگر بگویند بد است، خانواده‌های زیادی از هم پاشیده می‌شوند. نگید نگفتی.
• مشهدی‌ها پیشنهاد دادند که دم دروازه بپرسید: «آق میرزاتون چیکاره‌ی خوسورتان مره. خوش‌تان کیش مره». اگر بلد بود بذارید بیاد. مشهدی اصیله. اینم برا همشهری‌ها.

شنبه دوم فروردین ۹۹

• عید نوروز و مبعث تون مبارک. بقول زنده یاد مرتضی احمدی که می خواند ای سال بری برنگردی. سال ۹۸ از اون سالها بود. میشه یعنی؟
• سفره‌های هفت سین امسال خیلی غریبانه بود. دور هم نبودیم. غم پنهان و آشکاری فرو می‌ریخت روی شادمانه‌ترین لحظاتمان. تاریخ به یادش باشد در این شرایط هم نوروزمان را پاس داشتیم.
• بچه‌ها برای عید دیدنی آمدند پایین. با فاصله هم را دیدیم. شب هم با قوم‌ و خویش‌ها ویدیو چت کردیم. به کلی آدم هم زنگ زدیم برا تبریک.
‌• اروپا چه وضعی شده. آمریکا هم داره الوی کرونایی می‌گیرد. فوتی‌های ایتالیا چند روزه زد رو دست چین. آمار رسمی فوتی‌ها و مبتلاهای ایران هم همچنان رو به افزایش است. هیچ حادثه تاریخی به وقتش معلوم نمی‌شود که نقطه عطف است. هر یک نفر کمتر در هر جای دنیا کشته کرونایی شوند، بشریت شادمانتر است.
• قبل انقلاب میگفتند ماهی ازون برون حرام است. بعد معلوم شد فلس دارد و حرام نیست. سالهای اول انقلاب جوک در آورده بودند که ازون برونی ها را از جهنم دارند بر می گردانند بهشت. حالا برای زلزله و سیل نماز آیات برای وحشت واجبه. علما بررسی کنند تکلیف شرعی وحشت از کرونا چیست؟ نماز ندارد؟
• ما به تزریق شادی نیازمندیم. حتی دوپینگ شادی. هم چنان که حرم‌ها و مساجد از سر اضطرار بسته شده، معیارهای سختگیرانه شادی هم باید تغییر کند.
• طنازان از جوک ساختن خسته نشوند. جوانها جوانی کردن را فراموش نکنند.
• بعد کرونا دنیای دیگری، دین دیگری، رفتار اجتماعی دیگری و اقتصاد دیگری خواهیم داشت. ریل مسیر انسانیت در حال جا به جایی است.
• تا دلتان بخواهد پیام‌های سند تو آلی برای تبریک نوروز گرفتم. طرفتان می‌فهمد سند تو آله. حتی اگر مثل ولنتاین کارت هم بزنید روی گل که فقط به خاطر تو. بقول مشهدی‌ها چه واجب کرده.
تافردا

یکشنبه سوم فروردین ۹۹

• آقای وزارت بهداشت. دیروز یک شیخ ناشناسی رفت تو بیمارستانهای کرونایی عطر مالی کرد. با این بی در و پیکری فردا می روند به قصد مالش روغن بنفشه. یا مراقب بیمارستانها باشین یا به مریض ها خبر بدهید از خودشون مراقبت کنند. این کارها جنایت بشری است.
• دیروز یکی از دوستانم از یک استانی که اسم نمی آورم زنگ زده بود احوالپرسی. می گفت همشهری های ما تو رادیو محلی هی زنگ می زنند میگویند روستای ما را سمپاشی نکردین. نمی کنن بگن ضدعفونی. گفتم حیف نمیشه اسم استانتان را آورد.
• در این روزهای ویژه،‌ فیلم سینمایی first man را دیدم. ماجرای اولین انسانی که به کره ماه رفت. محصول ۲۰۱۸ با کارگردانی دیمین شیزل. رو کم کنی آمریکا از شوروی و مخارج سرسام آور. پرونده رسیدن به ماه که ادامه پیدا نکرد. چه پولهای سرسام آوری در دنیا و ایران و همه جا برای رو کم کنی خرج می شود.
• سریال پایتخت مثل همیشه خوش درخشیده. دستشون درد نکنه. یعنی نمیشه تلویزیون باور کنه غیر از ایام نوروز هم مردم به برنامه های طنز احتیاج دارند؟.
• این همه نیرروهای هنرمند. این همه بودجه.
• با این تفکری که شادی را گناه می داند، یکی، دوتا، سه تا کانال باشد برای رفتن اجباری به بهشت. یک کانال شاد هم بگذارید برای اینهایی که می خواهند خودشان تصمیم بگیرند. جهنم خالی نماند یک وقت.
• امروز حوصلم سر رفته بود. یعنی تا این حد که برم بیرون هرکی سرفه می کند را بغل کنم. این جور روزها خطرناک است. از صبح هی آواز حامد همایون را گوش میکنم که: امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و به خدا حسرت دیروز عذاب است و هرچه دارید و ندارید بپوشید و..بیب.. و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست.
تافردا

دوشنبه چهارم فروردین ۹۸

• اسم صور اسرافیل را که شنیده‌اید، یکی از ملایک خداست که دو بار در شیپورش می‌دمد. بار اول پایان جهان را اعلام می‌کند، آخر سر همه که رفتند، خودش هم شیپور را می‌اندازد و به لقاءالله می پیوندد. از خیابان‌های خالی دنیا صدای صور اسرافیل می‌آید.
• با دکتر عارف صحبت می‌کردم. چاق سلامتی عید. من شخصیت خودش را دوست دارم. توصیه کردم که مراقب باشد. توی خانه بماند. با هم موافق بودیم که اگر خیلی از جلسات نباشد، کارها بهتر انجام می‌شود. طنز آقای رشیدپور هم در مورد دکتر عارف جالب بود. دست انداختن سکوت‌های عارف همه سوژه شده. و چه خوب قضیه اینکه جناب عارف جنبه داشت و تشکر کرد و نامه ننوشت و رونوشت به قوه قضاییه نداد.
• دیدم آقای انتظامی معاون سینمایی اعلام کرده که هنرمندان بزرگی به هنرمندان جهان نامه نوشته‌اند، هم در مورد کرونا و هم در مورد تحریم. دستشان درد نکند. اما به آقای انتظامی گفتم تکلیف هنرمندان را روشن کنید. خیلی نازنین هستند. می‌نویسند، فحش می‌خورند، نمی‌نویسند، باز هم مورد اهانت قرار می گیرند. بی‌دفاع هستند. اما دل از مردم بر نمی‌دارند.
• یکی از همسایه‌های قدیممان زنگ زد. پدرش سال‌ها در عراق اسیر بود. خواست تبریک بگوید، گریه کرد. گفت یک ماه قرنطینه نابودمان کرد. پدرم ۷ سال اسیر بود. 4 سال سلول. به یاد همه بودیم، به افتخار اسرای جنگ هم کف مرتب.
• در دهه پنجاه تب احضار ارواح در ایران بالا گرفته بود. توی نوجوانی ما. یکبار با پدرم رفتیم پیش یکی از اینها. گفت تو چون نوجوانی دراز شو،‌ من بوسیله روح تو،احضار ارواح کنم. مثل شصت تیر در رفتم. شر طور بودم از بچگی. ولی الان اگر دکان احضار ارواح باز هست، یکی پیشنهاد بدهد روح محمدبن زکریای رازی را احضار کنند، اولا کمی در مورد احوالات این روزهایش بپرسند. شایعه در موردش زیاد شده. بعد یک پیام ازش بگیرند که الکل صنعتی برای خوردن درست نشده. تلفات خوردن الکل صنعتی پا به پای کرونا دارد پیش می رود.
• گوش شیطان کر، ما که با هم خوبیم، اما یکی نوشته این روزها همسرم هی به من نگاه میکنه و میگه خدایا این بلا را از سر ما کم کن. نمیدانم منظورش منم یا کرونا
تا فردا

سه شنبه پنجم فروردین

• بچه که بودیم تهران را با منزل حاج محمود لولاچیان می‌شناختیم. هرساله با پدرم و داییم و خانواده می‌آمدیم خانه‌شان. دیروز خانم لولاچیان با کرونا رفت. یاد همه مهمان‌داری‌های این خانواده افتادم. با حاج محمود لولاچیان صحبت کردم. پیرمرد خیلی قدر شناس بود. پشت تلفن هی خاطرات می‌گفت و اشک می‌ریخت.
• یادش بخیر، فردوسی پور وقتی می‌گفت چه می‌کنه این رونالدو. واقعا این ویروس ریز نادیده برآمده از خفاش چه می‌کنه با همه دنیا. یعنی اگر حضرت نوح این جفت خفاش را سوار کشتی نمی‌کرد چه عالی بود. زورمان به کسی نمی‌رسد به حضرت نوح گیر بدیم.
• دوره قحطی را در سریال خانواده مدیچی دیده بودم. وسط راه آذوقه ونیز را دزدیدند. حالا بعد هزار سال باز هم کشتی حامل مواد بهداشتی تونس را ایتالیایی‌ها دزدیدند و چکی‌ها محموله اهدایی چین به ایتالیا را.
• اگر سپاه در مورد تشییع سردار اسداللهی با این جمعیت و ماشین بزرگ حمل جنازه می‌گفت دارندگی و برازندگی خیلی بهتر از این بود که بگوید خودجوش بوده. ماشین به این بزرگی برای جنازه سردار سلیمانی هم تو خیابان نبود. حتی تشییع جنازه معاون دفتر رهبری و مادر همسر فرزند رهبری هم کرونایی بود.
• البته مرگ بر اسراییل. ولی دین‌داری افراطی‌های آنها خیلی شبیه افراطی‌های ماست. صدها نفر از این جوجه طلبه‌ها و خشکه مقدس‌هاشان ریخته‌اند توی خیابان و با پلیس درگیر شده‌اند.
• توی چاق سلامتی عید نورزو با آقای حمامی لاله زاری، رهبر دینی یهودیان ایران تلفنی حرف می‌زدم، می‌گفت دستورات لازم رعایت بهداشت مراکز دینی ایران را داده و خوب هم رعایت می‌کنند.
• خیلی نامردیه. بخش‌های جذاب سریال بریکینگ بد از سیزن چهار شرروع می‌شه. وارد سیزن پنجم شدم. فیلم ۲۰۱۹ هاستلر را هم دیدم.
• بنا به گفته سازمان جهانی بهداشت در ۶۷ روز مبتلایان به صدهزار رسیدند و تنها در ۱۱ روز دو برابر شدند. سر گنده ماجرا زیر لحاف است.
• در این وانفسا کلی روستا و شهر هم گرفتار سیل شده‌اند. یکی نوشته بود دکتر روحانی داره می‌گه خدایا یه دو دقیقه امتحان الهی نگیر. بفهمیم چه غلطی می‌کنیم.

چهارشنبه ۶ فرورردین ۹۹

• رییس جمهور گفته از فردا سخت‌گیری بیشتری برای پیشگیری از انتقال کرونا انجام می‌شود. روزگاری که عطسه حرمت داشت،‌ بعد عطسه می‌گفتند عافیت باشد. حالا هم به حکومت باید گفت عافیت باشد.
• پرنس چارلز ۶۱ سال است که منتظر پادشاهی انگلیس است. بسوزد پدر کرونا که سراغ ولیعهد هم رفته. خدا کند آرزو به دل باکینگهام را به مقصد آن جهان ترک نکند. کلی روزنامه در انگلیس امیدوارند که شاهزاده ۱۳ روز قبل که کرونایی بوده و مادرش را دیده، یک عطسه کوچولو هم در صورت ملکه ۹۶ ساله کرده باشد بلکه فرجی شود و شاهی به ایشان منتقل گردد.
• از کرونا برای مودب شدن جهان باید استفاده کرد. قبلا آدم قیافه بعضی‌ها را می‌دید، کلی فحش رکیک به آنها می‌داد. این کار زشتی بود. توصیه می‌شود از این پس فقط آرزو کنید یک عطسه تو صورتشان بکنید. شیک و مجلسی و مودب وکم خطر.
• اگر تنظیمات کرونا روی پرچم سه رنگ سبز و سفید و قرمز قرار داشته باشد، ایتالیا و ایران را قاطی کرده. عمودی افقی‌اش جزو تنظیمات نبوده. خدا وکیلی لوس بود. خودم بگم بهتر از اینه که شما بگین. جوک ته کشیده.
• مدت‌هاست هنرمندان مجموعه سوینا برای نابینایان روی فیلم‌های سینمایی نسخه توضیح داری اجرا می‌کنند که بتوانند فیلم را حس کنند. خود نابینایان هم دست اندر کار هستند. روی فیلیمو هم گذاشته‌اند. معنای واقعی همراهی با محنت دیگران. خانم گلاره عباسی فعال این عرصه است. در روزگار کرونا به نابینایان هم کمک کنید فیلم ببینند.
• توی امریکا، از وقتی قرار شده کسی کلیسا نرود، چندتا کشیش معتقد به بهشت اجباری، بساط اعتراف‌گیری خیابانی راه انداخته‌اند. یکی هم هلیکوپتر سوار شده روی شهر صلیب می‌گرداند. همکاران‌مان هستند. دلشان برای مردم نسوزد برای آینده خودشان که باید نگران باشند.
• امرروز با مشاور ویدیو کنفرانس کردم. توصیه می‌کرد این قدر اخبار گوش نکنم و موبایل به دست نباشم. والااین موبایل‌ها مثل بچه‌هایی لوس بغلی شده‌اند، مگه می‌شه کنارشون گذاشت. ولی خدا وکیلی راست می‌گفت. یه جوری می‌شه دیگه. شما هم گوش کنید.
• خدا بخیر کند سونامی مسافران بازگشته از سفر نوروزی را. کاش می‌شد دم دروازه یک قرص بتمرگینوفن به خوردشان می‌دادند. خوب آدم عصبانی می‌شه ازشون.
تا فردا

پنجشنبه ۷ فروردین ۹۹

• دکتر شریعتی می گفت قبیله ای در آفریقا یافتند که بسیار پای بند و مقید و اخلاقی و متدین بودند. دلیلش را پی جو شدند. معلوم شد تا حالا پای هیچ مبلغ دینی به آن قبیله نرسیده است.
وقتی امروز اعلام کردند که فردا سومین هفته ای است که نماز جمعه خوانده نمی شود،‌ ذهن خراب من یاد این قبیله آفریقایی افتاد. خدایا توبه. بعضی خطبه ها واقعا بر دینداری نمی افزود.
• توی تاریخ، کرونا با لیس زدن پیوند خواهد خورد. غیر از لیس زنهای قبلی قم، ‌دیروز اعلام شد که یک فروند لیس زن آمریکایی که لوازم آرایشی را لیس می زده و فیلم می گرفته دستگیر شده است. کمبود امکانات لیس چه بلاهایی تحمیل می کند.
• از دیروز تا امروز ۱۵۴ نفر به خاطر کرونا در ایران فوت کردند. برای ما یک عدد است. برای خانواده هایشان ولی ۱۵۴ مصیبت بزرگ بوده است. در خانه بمانیم.
• بیل گیتس کلی یاد آوری های کرونایی کرده است. حرفهای مقامات عالیرتبه و پولدارها را با دقت بخوانید. چون خودشان نیستند که می نویسند، کلی پول صرف آنها میشود. یک جا میگوید: “زندگی یک چرخه است، نیازی نیست بترسیم، این نیز می گذرد.”
• در این ایام محدودیت روابط عاطفی، یه جورایی به پیام های مهربانانه وزارت بهداشت علاقه عاطفی پیدا کرده بودیم. مدتی است او هم کات کرده. بی دلیل. فکر کنم سپرده ما را به خدا.
• یکی از شاهان قدیم از کاروان جدا افتاده بود. از سرما می لرزید. تنها پالانی در آن اطراف پیدا کردند. به شاه بر می خورد که پالان به روی خودش بیندازد. وقتی سرما خیلی فشار آورد،‌ گفت آن را بیاورید. اسمش را ولی نیاورید. دعوای سر اسم قرنطینه در ایران هم بالا گرفته. حالا که جدی شده، میگویند جداسازی اجتماعی. اسم قرنطینه را ولی نمی آورند. نمیدانم چرا؟
• یکی کاریکاتوری فرستاده بود که حتی مونالیزا هم چاق شده است. مراقب خورد و خوراک باشید. لاغر کردن بعد کرونا از ایام قرنطینه هم سخت تر است. رژیم گرفتارتر از آن است که مثل من شما را هم بگیرد. شما باید رژیم بگیرید. ضمنا خانه رستوران نیست که دستور بدهید. همکاری کنیم.
• شب جمعه اول سال و ماه شعبان است. در این ایام ابتلا و شیوع مرض همدیگر را دعا کنیم.
تا فردا.

جمعه ۸ فرورردین ۹۹

• شب تولد امام حسین است. مبارک باشد.
• امروز رفتیم سوپر محل. چند سال پیش در محافل خصوصی معروف شد که خانم فلان مقام خورش‌های خیلی جاافتاده‌ای می‌پزد. بعدا لو رفت که از فلان مرکز تهیه غذا می‌گرفته. بعد کرونا خیلی از خانم‌ها از سوپرها به جای مواد آماده، برنج و حبوبات و آرد و سبزیجات خورشتی می‌خرند. نگران همسرهایی باید بود که بعد سال‌ها دست‌پخت خانم‌هاشان را میخورند و حتما تعریف هم مبکنند. سوپری‌ها مثل پلیس فتا حواسشان به همه جا هست.
• ویروس ریز کرونا، جلسه سران بیست قدرت برتر جهان را به هم زد و آنها را مجبور کرد از طریق ویدیو کنفرانس جلسه تشکیل دهند. نخست وزیر انگلیس هم که کرونا گرفته، گفته از طریق اینترنت کشور را اداره می‌کند. در همه جای دنیا اگر رهبران همین مقدار هم به امور مردم رسیدگی نمی‌کردند،‌ وضع بهتر بود. والا به مولا. دیدم که می‌گم.
• دو ماه پیش لم دادن توی خانه نشانه علافی بود. به همین زودی ماندن در خانه نشانه مسئولیت‌پذیری شده است. حالا هم که هر روز جمعه است، برای اینکه قاطی نکنیم موقتا اسامی روزهای هفته را به یک‌جمعه، دو جمعه …عوض کنیم. نظرتان چیه؟
• روز جهانی تئاتر است. تئاتریوم بدنم تا مرز هشدار پایین آمده. به تئاتری‌هایی که پشت دیوارهای خانه‌ها هنرشان حبس شده، تبریک می‌گویم.
• دیشب فیلم انگلیسی تحسین شده و معروف 1917 را دیدم. محصول ۲۰۱۹ است. ماجرای دو سریاز جوان است که در اوج جنگ جهانی و در کمترین زمان باید پیام مهمی را به آن سوی جبهه برسانند. کارگردانش سم مندس است.
• امروز توی خیابان‌های خلوت تهران، پشت دیوارهای قرنطینه، در این آغاز فصل بهار، چند تا دوچرخه سوار خانم و آقا توی خیابان پا می‌زدند. چه خوب بود.
• حالا که بین همه دنیا دعواست که منشاء کرونا چیست، پیامک فوری آمده که عامل کرونا پیتزاست. امضاکرده: ممد فلافلی. جنب مسجد. استفاده از فرصت‌ها.
تا فردا

تاریخ درج مطلب: شنبه، 9 فروردین، 1399 12:28 ب.ظ

دسته بندی: خاطرات اجتماعی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

75 + = 78